chambering

[ایالات متحده]/ˈtʃæmbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃam.bər.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تشکیل یا بزرگ کردن یک اتاق.

عبارات و ترکیب‌ها

chambering round

چرخش اتاقک

chambering process

فرآیند اتاقک

chambering mechanism

مکانیزم اتاقک

chambering action

عملکرد اتاقک

chambering device

دستگاه اتاقک

chambering system

سیستم اتاقک

chambering error

خطای اتاقک

chambering failure

شکست اتاقک

chambering tool

ابزار اتاقک

chambering check

بررسی اتاقک

جملات نمونه

the process of chambering a round is crucial for firearm safety.

فرآیند مسلح کردن فشنگ برای ایمنی اسلحه بسیار مهم است.

chambering the bullet correctly ensures accurate shooting.

مسلح کردن صحیح گلوله، شلیک دقیق را تضمین می کند.

he spent hours chambering his rifle for the upcoming hunt.

او ساعت ها برای شکار آینده، سلاح خود را مسلح کرد.

chambering a new cartridge can be tricky without proper training.

مسلح کردن فشنگ جدید بدون آموزش مناسب می تواند مشکل باشد.

after chambering, always check the safety mechanism.

پس از مسلح کردن، همیشه مکانیسم ایمنی را بررسی کنید.

chambering a round is the first step before firing.

مسلح کردن فشنگ اولین قدم قبل از شلیک است.

he was skilled at chambering different types of ammunition.

او در مسلح کردن انواع مختلف مهمات مهارت داشت.

chambering techniques vary between different firearms.

تکنیک های مسلح کردن بین سلاح های گرم مختلف متفاوت است.

proper chambering can prevent misfires during shooting.

مسلح کردن مناسب می تواند از شلیک های ناگهانی در هنگام تیراندازی جلوگیری کند.

she demonstrated the correct method of chambering a shotgun.

او روش صحیح مسلح کردن یک ساچمه زن را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید