chammy

[ایالات متحده]/ˈtʃæmiː/
[بریتانیا]/ˈtʃæmi/

ترجمه

n. نوعی چرم نرم که از پوست یک شمو یا حیوان مشابه ساخته شده است؛ (معادل شمو) نوعی چرم نرم که از پوست یک شمو یا حیوان مشابه ساخته شده است
شکل‌های واژه
جمعchammies

عبارات و ترکیب‌ها

chammy cloth

پارچه چامی

chammy leather

چرم چامی

chammy towel

حوله چامی

chammy wipe

دستمال چامی

chammy shine

جلا چامی

chammy finish

پوشش چامی

chammy polish

پولیش چامی

chammy care

مراقبت از چامی

chammy use

استفاده از چامی

chammy application

اعمال چامی

جملات نمونه

she used a chammy to clean the car windows.

او از یک پارچه تمیزکننده برای تمیز کردن شیشه‌های ماشین استفاده کرد.

the chammy is perfect for drying delicate surfaces.

پارچه تمیزکننده برای خشک کردن سطوح حساس عالی است.

he always carries a chammy in his backpack.

او همیشه یک پارچه تمیزکننده در کوله‌پشتی خود حمل می‌کند.

using a chammy prevents scratches on the paint.

استفاده از پارچه تمیزکننده از ایجاد خراش روی رنگ جلوگیری می‌کند.

the chammy absorbs water quickly and efficiently.

پارچه تمیزکننده آب را به سرعت و به طور موثر جذب می‌کند.

after washing the car, i always use a chammy.

بعد از شستن ماشین، من همیشه از یک پارچه تمیزکننده استفاده می‌کنم.

he prefers a chammy over a regular towel for drying.

او ترجیح می‌دهد به جای حوله معمولی از یک پارچه تمیزکننده برای خشک کردن استفاده کند.

the chammy is great for polishing glass surfaces.

پارچه تمیزکننده برای صیقل دادن سطوح شیشه ای عالی است.

make sure to wring out the chammy before use.

مطمئن شوید قبل از استفاده پارچه تمیزکننده را خوب بچلانید.

my chammy has lasted for years without wearing out.

پارچه تمیزکننده من سال‌ها دوام آورده است بدون اینکه کهنه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید