champed

[ایالات متحده]/tʃæmpd/
[بریتانیا]/cham-pt/

ترجمه

v. گذشته کلمه champ (به طور پر سر و صدا جویدن)

عبارات و ترکیب‌ها

champed at

چشم دوخته بود

champed down

به شدت فشار داد

champed up

بالا فشار داد

champed in

وارد شد

champed away

دور شد

champed through

از میان عبور کرد

champed on

روی آن فشار داد

champed out

بیرون فشار داد

champed together

همراه فشار داد

champed along

همراه فشار داد

جملات نمونه

he champed at the bit to start the race.

او برای شروع مسابقه بی‌قرار بود.

she was champing at the bit to go on vacation.

او بی‌قرار بود تا به تعطیلات برود.

the children champed at the bit for their birthday party.

کودکان بی‌قرار بودند تا مهمانی تولدشان شروع شود.

after waiting for so long, he was champing at the bit to get his promotion.

بعد از انتظار طولانی، او بی‌قرار بود تا ترفیع بگیرد.

the team was champing at the bit to play in the finals.

تیم بی‌قرار بود تا در فینال بازی کند.

she champed at the bit to share her news.

او بی‌قرار بود تا خبرش را با دیگران به اشتراک بگذارد.

he was champing at the bit to start his new job.

او بی‌قرار بود تا شغل جدیدش را شروع کند.

the students were champing at the bit for summer break.

دانشجویان بی‌قرار بودند تا تعطیلات تابستانی شروع شود.

the dog was champing at the bit to go for a walk.

سگ بی‌قرار بود تا به پیاده‌روی برود.

she was champing at the bit to tell her friends about her engagement.

او بی‌قرار بود تا خبر نامزدیش را با دوستانش در میان بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید