champer

[ایالات متحده]/ˈtʃæmpər/
[بریتانیا]/ˈtʃæmpər/

ترجمه

n. خوردن؛ فعالیت خوردن؛ صدای خوردن؛ صدایی که در حین خوردن تولید می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعchampers

عبارات و ترکیب‌ها

champer the bit

چمپر بیت

champers

چمپرها

bottle of champers

یک بطری چمپر

champered the bit

چمپر بیت را پر کرد

noisy champer

چمپر سر و صداز

جملات نمونه

she is a champion of animal rights

او یک قهرمان حقوق حیوانات است

the defending champion won the match

قهرمان دفاعی بازی را برنده شد

he became champion of the tournament

او قهرمان مسابقه شد

our team needs a champion to lead us

تیم ما نیاز به یک قهرمان دارد تا ما را رهبری کند

she was crowned champion last year

او سال گذشته به عنوان قهرمان ملقب شد

the champion boxer retained his title

بُکسرباز قهرمان عنوان خود را حفظ کرد

he is a champion for environmental causes

او یک قهرمان برای دلایل محیط زیستی است

the championship final will name the champion

نیمه نهایی رقابت قهرمانی نام قهرمان را اعلام خواهد کرد

she defeated the previous champion

او قهرمان قبلی را شکست داد

the young athlete dreams of becoming a champion

ورزشکار جوان رویای شدن قهرمان را دارد

he has been champion three times in a row

او سه بار متوالی قهرمان بوده است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید