crunch

[ایالات متحده]/krʌntʃ/
[بریتانیا]/krʌntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خرد کردن یا آسیاب کردن؛ صدای تیز و خشن
vt. با نیرو خرد کردن؛ به طور پر سر و صدا جویدن؛ با نیرو پا گذاشتن
vi. به طور پر سر و صدا جویدن؛ با نیرو پا گذاشتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcrunching
شکل سوم شخص مفردcrunches
قسمت سوم فعلcrunched
جمعcrunches
زمان گذشتهcrunched

عبارات و ترکیب‌ها

crunch numbers

محاسبه اعداد

crunch time

زمان سرنوشت‌ساز

crunchy texture

بافت ترد

credit crunch

فشار اعتباری

جملات نمونه

the crunch and grind of bulldozers.

خرد و صدای بلندی بولدوزرها

to crunch through the snow

برای خرد کردن در برف

the crunch of bone when it is sundered.

صدای خرد شدن استخوان هنگام شکسته شدن.

to crunch up the gravel path

برای خرد کردن مسیر سنگریله

The dog was crunching a bone.

سگ در حال خرد کردن استخوان بود.

crunching through the snow.

در حال خرد کردن در برف.

a year-end crunch; an energy crunch.

فشار پایان سال؛ بحران انرژی.

The horses were crunching their straw at their manger.

اسب‌ها در حال خرد کردن کاه در طویله خود بودند.

she paused to crunch a ginger biscuit.

او برای خرد کردن یک بیسکویت زنجبیلی مکث کرد.

a 32-bit processor that's able to crunch data at a staggering speed.

یک پردازنده 32 بیتی که قادر است داده ها را با سرعت سرسام آور خرد کند.

when it comes to the crunch you chicken out.

وقتی به فشار رسید، شما ترسیدید.

If it comes to the crunch they'll support us.

اگر به فشار رسید، از ما حمایت خواهند کرد.

Our feet crunched on the frozen snow.

پاهای ما روی برف یخ زده خرد می شد.

the Fed would do what it could to ease America's credit crunch .

فدرال رزرو هر کاری که می توانست برای کاهش بحران اعتباری آمریکا انجام می داد.

The frozen snow crunched under the wheels of our car.

برف یخ زده زیر چرخ های ماشین ما خرد می شد.

She was always threatening to leave him, but when it came to the crunch she didn’t have the courage.

او همیشه تهدید می کرد که او را ترک کند، اما وقتی به فشار رسید، جرات نکرد.

Dwight: Dr. Seaver I got lickerish pineapple crunch ice cream if that's not too much of a cliché.

دوایت: دکتر سیورر، من بستنی خرد شده آناناس شیرین دارم اگر خیلی کلیشه ای نباشد.

s Zinger Crunch salad and featured office workers singing inaudibly while eating the salad.

سالاد Zinger Crunch و شامل کارمندان اداری بود که در حالی که سالاد می خوردند، به طور نامحسوس آواز می خواندند.

So-called cupholder cuisine ranges from cereal bars with the milk congealed inside to the new "crunch wrap" — Taco Bell's answer to the age-old leaky taco problem.

غذاهای به اصطلاح جا فنجانی از میله های غلات با شیر منبسط شده در داخل تا "پیچ ترد" جدید - پاسخ Taco Bell به مشکل قدیمی و دیرینه تاکو نشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید