impossibilities

[ایالات متحده]/ɪmˌpɒsɪˈbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/ɪmˌpɑːsɪˈbɪlɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که نمی‌توانند اتفاق بیفتند یا انجام شوند؛ موقعیت‌هایی که غیرممکن هستند؛ وضعیت غیرممکن بودن

عبارات و ترکیب‌ها

overcome impossibilities

غلبه بر غیرممکن‌ها

face impossibilities

رویارویی با غیرممکن‌ها

explore impossibilities

کاوش در غیرممکن‌ها

create impossibilities

ایجاد غیرممکن‌ها

believe in impossibilities

باور به غیرممکن‌ها

challenge impossibilities

چالش غیرممکن‌ها

embrace impossibilities

پذیرش غیرممکن‌ها

transform impossibilities

تغییر غیرممکن‌ها

conquer impossibilities

تسخیر غیرممکن‌ها

discover impossibilities

کشف غیرممکن‌ها

جملات نمونه

in the face of impossibilities, we must remain hopeful.

در برابر احتمالات غیرممکن، باید امیدوار بمانیم.

she turned the impossibilities into possibilities.

او غیرممکن‌ها را به امکان تبدیل کرد.

impossibilities can often inspire great creativity.

غیرممکن‌ها اغلب می‌توانند الهام‌بخش خلاقیت‌های بزرگی باشند.

we often underestimate the power of overcoming impossibilities.

ما اغلب قدرت غلبه بر غیرممکن‌ها را دست‌کم می‌گیریم.

impossibilities are merely challenges waiting to be solved.

غیرممکن‌ها صرفاً چالش‌هایی هستند که منتظر حل شدن هستند.

impossibilities can teach us valuable lessons.

غیرممکن‌ها می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

facing impossibilities often strengthens our resolve.

مواجهه با غیرممکن‌ها اغلب اراده ما را تقویت می‌کند.

impossibilities should not deter us from trying.

غیرممکن‌ها نباید ما را از تلاش باز دارند.

exploring the realm of impossibilities can lead to innovation.

کاوش در قلمرو غیرممکن‌ها می‌تواند منجر به نوآوری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید