chaotics

[ایالات متحده]/ˈkəʊ.tɪks/
[بریتانیا]/ˈkoʊ.tɪks/

ترجمه

adj. مشخصه‌دار از بی‌نظمی یا عدم نظم؛ مربوط به هرج و مرج

عبارات و ترکیب‌ها

chaotics theory

نظریه آشوب

chaotics dynamics

پویایی آشوب

chaotics behavior

رفتار آشوبناک

chaotics systems

سیستم‌های آشوبناک

chaotics model

مدل آشوب

chaotics analysis

تجزیه و تحلیل آشوب

chaotics phenomena

پدیده‌های آشوبناک

chaotics structures

ساختارهای آشوبناک

chaotics patterns

الگوهای آشوبناک

chaotics solutions

راه حل های آشوب

جملات نمونه

life can often feel chaotics during busy seasons.

زندگی اغلب می‌تواند در طول فصول پرمشغله، آشفته به نظر برسد.

the chaotics of the city can be overwhelming at times.

آشفتگی شهر گاهی اوقات می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

in chaotics, it’s important to find your center.

در آشفتگی، مهم است که مرکز خود را پیدا کنید.

she thrives in chaotics and always finds solutions.

او در آشفتگی شکوفا می‌شود و همیشه راه‌حل پیدا می‌کند.

his mind works best in chaotics, generating creative ideas.

ذهنش بهترین عملکرد را در آشفتگی دارد و ایده‌های خلاقانه تولید می‌کند.

we need to manage the chaotics of this project effectively.

ما باید آشفتگی این پروژه را به طور مؤثر مدیریت کنیم.

embracing chaotics can lead to unexpected opportunities.

پذیرش آشفتگی می‌تواند منجر به فرصت‌های غیرمنتظره شود.

finding order in chaotics is a valuable skill.

پیدا کردن نظم در آشفتگی یک مهارت ارزشمند است.

her ability to navigate chaotics makes her a great leader.

توانایی او در پیمایش آشفتگی او را به یک رهبر عالی تبدیل می‌کند.

chaotics in the market can create both risks and rewards.

آشفتگی در بازار می‌تواند هم خطرات و هم پاداش ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید