characterless

[ایالات متحده]/'kærəktɚləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد ویژگی‌های متمایز، عادی، بی‌اهمیت

جملات نمونه

an amorphous, characterless conurbation.

یک حاشیه شهری غیر شکل و بی‌هویت.

People like characterless persons, but always following very important men; Strive after benefits for common people anyway.

افراد آدم‌های بی‌خاصیت را دوست دارند، اما همیشه افراد مهم را دنبال می‌کنند؛ به هر حال برای مردم عادی به دنبال منافع باشید.

The frozen meat slabbing machine is cuts specially cuts the equipment which - 18℃, - 24℃ the standard cold chicken in aspic, the characterless frozen meat develop.

دستگاه برش گوشت منجمد، دستگاهی است که به طور خاص برش می زند که - 18 درجه سانتیگراد، - 24 درجه سانتیگراد، مرغ سرد استاندارد در ژلاتین، توسعه گوشت منجمد بی خاصیت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید