chargers

[ایالات متحده]/ˈtʃɑːdʒərz/
[بریتانیا]/ˈtʃɑːrdʒərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شارژر؛ دستگاهی که انرژی الکتریکی را به یک باتری یا دستگاه دیگر تأمین می‌کند؛ اسب سواره نظام (تاریخی)؛ تیم الکتریکی (ورزشی)

عبارات و ترکیب‌ها

phone chargers

شارژرهای تلفن

laptop chargers

شارژرهای لپ‌تاپ

car chargers

شارژرهای خودرو

wireless chargers

شارژرهای بی‌سیم

portable chargers

شارژرهای قابل حمل

fast chargers

شارژرهای سریع

solar chargers

شارژرهای خورشیدی

multi-device chargers

شارژرهای چند دستگاهه

usb chargers

شارژرهای USB

wall chargers

شارژرهای دیواری

جملات نمونه

we need to buy new chargers for our devices.

ما نیاز به خرید شارژرهای جدید برای دستگاه‌های خود داریم.

many people forget to pack their chargers when traveling.

بسیاری از افراد فراموش می‌کنند شارژرهای خود را هنگام سفر به همراه داشته باشند.

my phone chargers keep breaking, and i need a durable one.

شارژرهای تلفن من مدام خراب می‌شوند و من به یک شارژر بادوام نیاز دارم.

there are different types of chargers for various devices.

انواع مختلفی از شارژر برای دستگاه‌های مختلف وجود دارد.

always carry extra chargers in case of emergencies.

همیشه شارژرهای اضافی همراه داشته باشید در صورت بروز اضطرار.

wireless chargers are becoming increasingly popular.

شارژرهای بی‌سیم به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شوند.

he has a collection of chargers for all his gadgets.

او مجموعه‌ای از شارژرها برای تمام وسایلش دارد.

it's important to use the right chargers for your devices.

استفاده از شارژرهای مناسب برای دستگاه‌های شما مهم است.

some chargers can charge multiple devices at once.

برخی از شارژرها می‌توانند چندین دستگاه را به طور همزمان شارژ کنند.

make sure to label your chargers to avoid confusion.

مطمئن شوید که شارژرهای خود را برچسب‌گذاری کنید تا از سردرگمی جلوگیری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید