new batteries
باتریهای جدید
replace batteries
تعویض باتریها
dead batteries
باتریهای مرده
charge batteries
شارژ باتریها
aa batteries
باتریهای AA
batteries drain
خروج باتری
buy batteries
خرید باتری
test batteries
آزمایش باتری
used batteries
باتریهای استفاده شده
spare batteries
باتریهای اضافی
we need to buy new batteries for the remote control.
ما باید باتریهای جدید برای کنترل از راه دور بخریم.
the flashlight doesn't work without batteries.
چراغ قوه بدون باتری کار نمیکند.
make sure to dispose of old batteries properly.
مطمئن شوید باتریهای قدیمی را به درستی دور میریزید.
these batteries last a long time.
این باتریها مدت زیادی دوام میآورند.
he forgot to replace the batteries in the smoke detector.
او فراموش کرد باتریهای دستگاه دود را تعویض کند.
the toy runs on aa batteries.
اسباببازی با باتریهای AA کار میکند.
i'm running low on batteries for my camera.
من برای دوربینم کممصرف شدهام.
check the batteries before you go camping.
قبل از رفتن به کمپ، باتریها را بررسی کنید.
the car's key fob uses a small battery.
جاکلیدی ماشین از یک باتری کوچک استفاده میکند.
rechargeable batteries are more environmentally friendly.
باتریهای قابل شارژ سازگارتر با محیط زیست هستند.
he keeps extra batteries in his backpack.
او باتریهای اضافی را در کولهپشتی خود نگه میدارد.
new batteries
باتریهای جدید
replace batteries
تعویض باتریها
dead batteries
باتریهای مرده
charge batteries
شارژ باتریها
aa batteries
باتریهای AA
batteries drain
خروج باتری
buy batteries
خرید باتری
test batteries
آزمایش باتری
used batteries
باتریهای استفاده شده
spare batteries
باتریهای اضافی
we need to buy new batteries for the remote control.
ما باید باتریهای جدید برای کنترل از راه دور بخریم.
the flashlight doesn't work without batteries.
چراغ قوه بدون باتری کار نمیکند.
make sure to dispose of old batteries properly.
مطمئن شوید باتریهای قدیمی را به درستی دور میریزید.
these batteries last a long time.
این باتریها مدت زیادی دوام میآورند.
he forgot to replace the batteries in the smoke detector.
او فراموش کرد باتریهای دستگاه دود را تعویض کند.
the toy runs on aa batteries.
اسباببازی با باتریهای AA کار میکند.
i'm running low on batteries for my camera.
من برای دوربینم کممصرف شدهام.
check the batteries before you go camping.
قبل از رفتن به کمپ، باتریها را بررسی کنید.
the car's key fob uses a small battery.
جاکلیدی ماشین از یک باتری کوچک استفاده میکند.
rechargeable batteries are more environmentally friendly.
باتریهای قابل شارژ سازگارتر با محیط زیست هستند.
he keeps extra batteries in his backpack.
او باتریهای اضافی را در کولهپشتی خود نگه میدارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید