charterparty

[ایالات متحده]/ˈtʃɑːtəpɑːti/
[بریتانیا]/ˈtʃɑːrtərpɑːrti/

ترجمه

n. قراردادی برای کرایه‌گیری یک کشتی و تجهیزات آن برای یک سفر یا سری از سفرها
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the shipowner and charterer signed the charterparty yesterday.

مالک کشتی و مسافر در روز گذشته قرارداد کرانتی را امضا کردند.

they decided to sign a time charterparty for a period of three years.

آنها تصمیم گرفتند برای مدت سه سال قرارداد کرانتی زمانی را امضا کنند.

the voyage charterparty specifies the loading and discharge ports.

قرارداد کرانتی سفر، بنادر بارگیری و تخلیص را مشخص می‌کند.

a breach of charterparty terms can lead to significant financial penalties.

خیانت به شرایط قرارداد کرانتی می‌تواند به مجازات‌های مالی قابل توجهی منجر شود.

legal disputes often arise regarding the interpretation of the charterparty.

مatters قانونی مربوط به تفسیر قرارداد کرانتی اغلب پیش می‌آید.

the charterparty stipulates the exact freight rate per ton of cargo.

قرارداد کرانتی نرخ دقیق فریت را برای هر تن کالا مشخص می‌کند.

we need to review the arbitration clause in the charterparty carefully.

ما نیاز داریم که بخش حل و فصل اختلاف در قرارداد کرانتی را با دقت بررسی کنیم.

standard forms like gencon are frequently used for the charterparty.

فرم‌های استاندارد مانند ژن‌کون به طور مکرر برای قرارداد کرانتی استفاده می‌شود.

the demurrage rate is clearly defined within the charterparty agreement.

نرخ دموراژ در قرارداد کرانتی به طور واضح تعریف شده است.

the court ruled that the charterparty was void due to misrepresentation.

دیوان قاضی اعلام کرد که قرارداد کرانتی به دلیل اشتباه در ارائه اطلاعات باطل است.

it is customary to incorporate the hague-visby rules into the charterparty.

متعارف است که قوانین هاگ-ویسبي را در قرارداد کرانتی ادغام کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید