charybdis of despair
تهیدلی ناامیدی
charybdis of chaos
تهیدلی آشوب
charybdis awaits
چاریبدس منتظر است
charybdis beckons
چاریبدس دعوت میکند
charybdis of fate
تهیدلی سرنوشت
charybdis of danger
تهیدلی خطر
charybdis of temptation
تهیدلی وسوسه
charybdis of oblivion
تهیدلی فراموشی
charybdis of uncertainty
تهیدلی عدم اطمینان
charybdis and scylla
چاریبدس و اسکیلا
he felt like he was caught between scylla and charybdis.
او احساس میکرد که بین اسکیل و کاریبیدیس گیر افتاده است.
choosing the right path can be like navigating between charybdis and scylla.
انتخاب مسیر درست میتواند مانند پیمایش بین کاریبیدیس و اسکیل باشد.
she faced a charybdis of choices in her career.
او با دریایی از انتخابها در مسیر شغلی خود روبرو شد.
in mythology, charybdis represents a dangerous whirlpool.
در اساطیر، کاریبیدیس نشاندهنده یک گرداب خطرناک است.
the sailors spoke of charybdis as a terrifying force of nature.
ملوانان کاریبیدیس را به عنوان یک نیروی طبیعت وحشتناک توصیف میکردند.
to avoid charybdis, they had to steer their ship carefully.
برای جلوگیری از کاریبیدیس، آنها باید کشتی خود را با دقت هدایت میکردند.
his decision felt like choosing between charybdis and scylla.
تصمیم او مثل انتخاب بین کاریبیدیس و اسکیل به نظر میرسید.
charybdis is often used as a metaphor for a no-win situation.
کاریبیدیس اغلب به عنوان استعارهای از یک وضعیت بدون پیروزی استفاده میشود.
they navigated their relationship like sailors avoiding charybdis.
آنها رابطه خود را مانند ملوانانی که از کاریبیدیس اجتناب میکنند، هدایت کردند.
in literature, charybdis symbolizes overwhelming challenges.
در ادبیات، کاریبیدیس نمادی از چالشهای طاقتفرسا است.
charybdis of despair
تهیدلی ناامیدی
charybdis of chaos
تهیدلی آشوب
charybdis awaits
چاریبدس منتظر است
charybdis beckons
چاریبدس دعوت میکند
charybdis of fate
تهیدلی سرنوشت
charybdis of danger
تهیدلی خطر
charybdis of temptation
تهیدلی وسوسه
charybdis of oblivion
تهیدلی فراموشی
charybdis of uncertainty
تهیدلی عدم اطمینان
charybdis and scylla
چاریبدس و اسکیلا
he felt like he was caught between scylla and charybdis.
او احساس میکرد که بین اسکیل و کاریبیدیس گیر افتاده است.
choosing the right path can be like navigating between charybdis and scylla.
انتخاب مسیر درست میتواند مانند پیمایش بین کاریبیدیس و اسکیل باشد.
she faced a charybdis of choices in her career.
او با دریایی از انتخابها در مسیر شغلی خود روبرو شد.
in mythology, charybdis represents a dangerous whirlpool.
در اساطیر، کاریبیدیس نشاندهنده یک گرداب خطرناک است.
the sailors spoke of charybdis as a terrifying force of nature.
ملوانان کاریبیدیس را به عنوان یک نیروی طبیعت وحشتناک توصیف میکردند.
to avoid charybdis, they had to steer their ship carefully.
برای جلوگیری از کاریبیدیس، آنها باید کشتی خود را با دقت هدایت میکردند.
his decision felt like choosing between charybdis and scylla.
تصمیم او مثل انتخاب بین کاریبیدیس و اسکیل به نظر میرسید.
charybdis is often used as a metaphor for a no-win situation.
کاریبیدیس اغلب به عنوان استعارهای از یک وضعیت بدون پیروزی استفاده میشود.
they navigated their relationship like sailors avoiding charybdis.
آنها رابطه خود را مانند ملوانانی که از کاریبیدیس اجتناب میکنند، هدایت کردند.
in literature, charybdis symbolizes overwhelming challenges.
در ادبیات، کاریبیدیس نمادی از چالشهای طاقتفرسا است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید