chattings

[ایالات متحده]/'tʃætiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مشغول شدن در گفتگو
n. گفتگو غیررسمی

عبارات و ترکیب‌ها

chatting online

چت آنلاین

chatting with friends

چت با دوستان

جملات نمونه

A boy and a girl are chatting charmingly together.

یک پسر و یک دختر با هم به شیوه‌ای دلربا گپ می‌زنند.

They were chatting of old times.

آنها در مورد خاطرات قدیمی صحبت می‌کردند.

they stayed up chatting about this and that.

آنها تا دیر وقت در مورد این و آن صحبت کردند.

We spent a cosy evening chatting by the fire.

ما یک شب دنج کنار آتش صحبت کردیم.

We were chatting and overshot our turn-off.

ما در حال صحبت کردن بودیم و از محل خروج خود گذشتیم.

I wouldn't try chatting her up if I were you.

اگر جای شما بودم سعی نمی‌کردم با او معاشرت کنم.

They blithely carried on chatting, ignoring the customers who were waiting to be served.

آنها بی‌خیال به صحبت کردن ادامه دادند و مشتریانی را که منتظر سرویس بودند نادیده گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید