| جمع | cheapies |
cheapy deal
معامله ارزان
cheapy price
قیمت ارزان
cheapy product
محصول ارزان
cheapy option
گزینه ارزان
cheapy ticket
بلیط ارزان
cheapy service
خدمات ارزان
cheapy meal
غذا ارزان
cheapy hotel
هتل ارزان
cheapy gadget
وسیله ارزان
she bought the dress cheapy at the thrift store.
او لباس را به ارزانى از مغازه دست دوم خرید.
he always looks for cheapy deals online.
او همیشه به دنبال معاملات ارزان آنلاین است.
we managed to travel cheapy by using discount tickets.
ما توانستیم با استفاده از بلیطهای تخفیفی به ارزانى سفر کنیم.
they furnished their apartment cheapy with second-hand furniture.
آنها آپارتمان خود را با مبلمان دست دوم به ارزانى مبلاغه کردند.
she found a cheapy way to decorate her home.
او راه ارزانى برای تزئین خانه خود پیدا کرد.
he always eats out cheapy at food trucks.
او همیشه ارزان غذا میخورد در کامیونهای غذا.
they managed to host the event cheapy by cutting unnecessary costs.
آنها توانستند با کاهش هزینههای غیرضروری، رویداد را به ارزانى برگزار کنند.
she loves to shop cheapy during sales.
او عاشق خرید ارزان در حین فروش است.
we can travel cheapy if we book in advance.
ما میتوانیم ارزان سفر کنیم اگر از قبل رزرو کنیم.
he always finds cheapy alternatives for expensive products.
او همیشه جایگزینهای ارزان برای محصولات گران قیمت پیدا میکند.
cheapy deal
معامله ارزان
cheapy price
قیمت ارزان
cheapy product
محصول ارزان
cheapy option
گزینه ارزان
cheapy ticket
بلیط ارزان
cheapy service
خدمات ارزان
cheapy meal
غذا ارزان
cheapy hotel
هتل ارزان
cheapy gadget
وسیله ارزان
she bought the dress cheapy at the thrift store.
او لباس را به ارزانى از مغازه دست دوم خرید.
he always looks for cheapy deals online.
او همیشه به دنبال معاملات ارزان آنلاین است.
we managed to travel cheapy by using discount tickets.
ما توانستیم با استفاده از بلیطهای تخفیفی به ارزانى سفر کنیم.
they furnished their apartment cheapy with second-hand furniture.
آنها آپارتمان خود را با مبلمان دست دوم به ارزانى مبلاغه کردند.
she found a cheapy way to decorate her home.
او راه ارزانى برای تزئین خانه خود پیدا کرد.
he always eats out cheapy at food trucks.
او همیشه ارزان غذا میخورد در کامیونهای غذا.
they managed to host the event cheapy by cutting unnecessary costs.
آنها توانستند با کاهش هزینههای غیرضروری، رویداد را به ارزانى برگزار کنند.
she loves to shop cheapy during sales.
او عاشق خرید ارزان در حین فروش است.
we can travel cheapy if we book in advance.
ما میتوانیم ارزان سفر کنیم اگر از قبل رزرو کنیم.
he always finds cheapy alternatives for expensive products.
او همیشه جایگزینهای ارزان برای محصولات گران قیمت پیدا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید