checkmated opponent
حریف مات شده
checkmated king
شاه مات شده
checkmated position
موقعیت مات شده
checkmated game
بازی مات شده
checkmated player
بازیکن مات شده
checkmated strategy
استراتژی مات شده
checkmated move
حرکت مات شده
checkmated scenario
سناریوی مات شده
checkmated situation
وضعیت مات شده
checkmated opponent's king
شاه مات شده حریف
the opponent was checkmated in just a few moves.
حریف در عرض چند حرکت مات شد.
she felt checkmated by the unexpected turn of events.
او احساس کرد که با تغییرات غیرمنتظره مات شده است.
after several hours of play, he finally checkmated his rival.
پس از چندین ساعت بازی، او سرانجام رقیب خود را مات کرد.
the game ended when he was checkmated.
بازی زمانی به پایان رسید که او مات شد.
in chess, being checkmated means the end of the game.
در شطرنج، مات شدن به معنای پایان بازی است.
they checkmated their opponents with a clever strategy.
آنها با یک استراتژی هوشمندانه حریفان خود را مات کردند.
feeling checkmated, he had to rethink his strategy.
احساس مات شدن، او مجبور شد استراتژی خود را دوباره بررسی کند.
checkmated in the final round, he accepted his defeat gracefully.
در دور نهایی، با مات شدن، او با وقار باخت خود را پذیرفت.
the sudden checkmated move surprised everyone in the room.
حرکت مات ناگهانی همه افراد حاضر در اتاق را شگفت زده کرد.
he was so focused that he didn't realize he was checkmated.
او آنقدر متمرکز بود که متوجه نشد مات شده است.
checkmated opponent
حریف مات شده
checkmated king
شاه مات شده
checkmated position
موقعیت مات شده
checkmated game
بازی مات شده
checkmated player
بازیکن مات شده
checkmated strategy
استراتژی مات شده
checkmated move
حرکت مات شده
checkmated scenario
سناریوی مات شده
checkmated situation
وضعیت مات شده
checkmated opponent's king
شاه مات شده حریف
the opponent was checkmated in just a few moves.
حریف در عرض چند حرکت مات شد.
she felt checkmated by the unexpected turn of events.
او احساس کرد که با تغییرات غیرمنتظره مات شده است.
after several hours of play, he finally checkmated his rival.
پس از چندین ساعت بازی، او سرانجام رقیب خود را مات کرد.
the game ended when he was checkmated.
بازی زمانی به پایان رسید که او مات شد.
in chess, being checkmated means the end of the game.
در شطرنج، مات شدن به معنای پایان بازی است.
they checkmated their opponents with a clever strategy.
آنها با یک استراتژی هوشمندانه حریفان خود را مات کردند.
feeling checkmated, he had to rethink his strategy.
احساس مات شدن، او مجبور شد استراتژی خود را دوباره بررسی کند.
checkmated in the final round, he accepted his defeat gracefully.
در دور نهایی، با مات شدن، او با وقار باخت خود را پذیرفت.
the sudden checkmated move surprised everyone in the room.
حرکت مات ناگهانی همه افراد حاضر در اتاق را شگفت زده کرد.
he was so focused that he didn't realize he was checkmated.
او آنقدر متمرکز بود که متوجه نشد مات شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید