checkmated

[ایالات متحده]/ˈtʃek.meɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈtʃɛkˌmeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حریف را در شطرنج شکست دادن با قرار دادن شاه او در وضعیتی که تحت حمله است و هیچ راهی برای خارج کردن آن از حمله وجود ندارد؛ به طور کامل شکست دادن یا غلبه کردن بر کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

checkmated opponent

حریف مات شده

checkmated king

شاه مات شده

checkmated position

موقعیت مات شده

checkmated game

بازی مات شده

checkmated player

بازیکن مات شده

checkmated strategy

استراتژی مات شده

checkmated move

حرکت مات شده

checkmated scenario

سناریوی مات شده

checkmated situation

وضعیت مات شده

checkmated opponent's king

شاه مات شده حریف

جملات نمونه

the opponent was checkmated in just a few moves.

حریف در عرض چند حرکت مات شد.

she felt checkmated by the unexpected turn of events.

او احساس کرد که با تغییرات غیرمنتظره مات شده است.

after several hours of play, he finally checkmated his rival.

پس از چندین ساعت بازی، او سرانجام رقیب خود را مات کرد.

the game ended when he was checkmated.

بازی زمانی به پایان رسید که او مات شد.

in chess, being checkmated means the end of the game.

در شطرنج، مات شدن به معنای پایان بازی است.

they checkmated their opponents with a clever strategy.

آنها با یک استراتژی هوشمندانه حریفان خود را مات کردند.

feeling checkmated, he had to rethink his strategy.

احساس مات شدن، او مجبور شد استراتژی خود را دوباره بررسی کند.

checkmated in the final round, he accepted his defeat gracefully.

در دور نهایی، با مات شدن، او با وقار باخت خود را پذیرفت.

the sudden checkmated move surprised everyone in the room.

حرکت مات ناگهانی همه افراد حاضر در اتاق را شگفت زده کرد.

he was so focused that he didn't realize he was checkmated.

او آنقدر متمرکز بود که متوجه نشد مات شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید