cheekies

[ایالات متحده]/ˈtʃiːki/
[بریتانیا]/ˈtʃiːki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌ادب؛ گستاخ

جملات نمونه

a cheeky young imp.

یک شیطان کوچک و دست و پا چلفتی

He is cheeky to his teacher.

او با معلمش رفتار دست و پا چلفتی دارد.

I don’t like his cheeky manner.

من از رفتار دست و پا چلفتی او خوشم نمی آید.

I found his cheeky self-confidence unbearable.

خودباوری دست و پا چلفتی او غیرقابل تحمل بود.

He was being cheeky, so I gave him a smack on the jaw.

او داشت دست و پا چلفتی می کرد، بنابراین به صورتش ضربه زدم.

Many of the ranchers themselves see all this tourism as a cheeky attempt to commercialise a real and vanishing culture.

بسیاری از خود دامداران این گردشگری را به عنوان تلاشی دست و پا چلفتی برای تجاری سازی یک فرهنگ واقعی و در حال محو شدن می بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید