a cheeky young imp.
یک شیطان کوچک و دست و پا چلفتی
He is cheeky to his teacher.
او با معلمش رفتار دست و پا چلفتی دارد.
I don’t like his cheeky manner.
من از رفتار دست و پا چلفتی او خوشم نمی آید.
I found his cheeky self-confidence unbearable.
خودباوری دست و پا چلفتی او غیرقابل تحمل بود.
He was being cheeky, so I gave him a smack on the jaw.
او داشت دست و پا چلفتی می کرد، بنابراین به صورتش ضربه زدم.
Many of the ranchers themselves see all this tourism as a cheeky attempt to commercialise a real and vanishing culture.
بسیاری از خود دامداران این گردشگری را به عنوان تلاشی دست و پا چلفتی برای تجاری سازی یک فرهنگ واقعی و در حال محو شدن می بینند.
a cheeky young imp.
یک شیطان کوچک و دست و پا چلفتی
He is cheeky to his teacher.
او با معلمش رفتار دست و پا چلفتی دارد.
I don’t like his cheeky manner.
من از رفتار دست و پا چلفتی او خوشم نمی آید.
I found his cheeky self-confidence unbearable.
خودباوری دست و پا چلفتی او غیرقابل تحمل بود.
He was being cheeky, so I gave him a smack on the jaw.
او داشت دست و پا چلفتی می کرد، بنابراین به صورتش ضربه زدم.
Many of the ranchers themselves see all this tourism as a cheeky attempt to commercialise a real and vanishing culture.
بسیاری از خود دامداران این گردشگری را به عنوان تلاشی دست و پا چلفتی برای تجاری سازی یک فرهنگ واقعی و در حال محو شدن می بینند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید