chessman

[ایالات متحده]/ˈtʃɛs.mən/
[بریتانیا]/ˈtʃɛs.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه استفاده شده در بازی شطرنج؛ هر بازیکن در شطرنج
Word Forms
جمعchessmen

عبارات و ترکیب‌ها

chessman strategy

استراتژی شطرنجباز

chessman move

حرکت شطرنجباز

chessman position

موقعیت شطرنجباز

chessman game

بازی شطرنجباز

chessman piece

قطعه شطرنجباز

chessman capture

گرفتن مه شطرنجباز

chessman board

صفحه شطرنجباز

chessman tactics

تاکتیک‌های شطرنجباز

chessman opponent

حریف شطرنجباز

chessman endgame

پایان بازی شطرنجباز

جملات نمونه

the chessman moved strategically across the board.

قطعه شطرنج به طور استراتژیک در سراسر صفحه حرکت کرد.

each chessman has its own unique movement.

هر قطعه شطرنج حرکت منحصر به فرد خود را دارد.

he carefully selected his chessman for the next move.

او با دقت قطعه شطرنج خود را برای حرکت بعدی انتخاب کرد.

the chessman was captured during the game.

قطعه شطرنج در طول بازی به دست گرفته شد.

she painted a beautiful chessman for decoration.

او یک قطعه شطرنج زیبا برای تزئین نقاشی کرد.

the chessman represents a powerful strategy in the game.

قطعه شطرنج نشان دهنده یک استراتژی قدرتمند در بازی است.

he studied the position of each chessman carefully.

او با دقت موقعیت هر قطعه شطرنج را مطالعه کرد.

the chessman was made of high-quality wood.

قطعه شطرنج از چوب با کیفیت بالا ساخته شده بود.

every chessman plays a vital role in the match.

هر قطعه شطرنج نقش حیاتی در مسابقه ایفا می کند.

he collected antique chessman from different countries.

او قطعات شطرنج قدیمی را از کشورهای مختلف جمع آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید