chomping

[ایالات متحده]/ˈtʃɒmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɑːmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری chomp

عبارات و ترکیب‌ها

chomping away

جویدن مداوم

chomping down

جویدن با شدت

chomping on

جویدن روی

chomping gum

جویدن آدامس

chomping food

جویدن غذا

chomping snacks

جویدن میان وعده

chomping cookies

جویدن بیسکویت

chomping chips

جویدن چیپس

chomping meat

جویدن گوشت

chomping loudly

با صدای بلند جویدن

جملات نمونه

the dog was happily chomping on its favorite bone.

سگ با خوشحالی در حال خوردن لقمه مورد علاقه خود بود.

she was chomping on popcorn while watching the movie.

او در حالی که فیلم تماشا می‌کرد، پاپ‌کورن می‌خورد.

he kept chomping on his sandwich during the meeting.

او در طول جلسه ساندویچ خود را می‌خورد.

the kids were chomping on candy after the party.

بچه‌ها بعد از مهمانی در حال خوردن آب‌نبات بودند.

chomping on carrots is a healthy snack choice.

خوردن هویج یک انتخاب سالم برای میان‌وعده است.

he was chomping away at the delicious pizza.

او با ولع زیادی در حال خوردن پیتزای خوشمزه بود.

the rabbit was chomping on fresh greens in the garden.

خرگوش در حال خوردن سبزیجات تازه در باغ بود.

chomping on gum can be distracting in class.

خوردن آدامس در کلاس می‌تواند حواس‌پرتی ایجاد کند.

he was chomping down on chips while watching the game.

او در حالی که مسابقه را تماشا می‌کرد، چیپس‌ها را می‌خورد.

she loves chomping on apples as a quick snack.

او عاشق خوردن سیب به عنوان یک میان‌وعده سریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید