dark chiaroscuroes
تارِکنماییهای کنتراستدار
light chiaroscuroes
نورِنماییهای کنتراستدار
artistic chiaroscuroes
نمای کنتراستدار هنری
dramatic chiaroscuroes
نمای کنتراستدار دراماتیک
subtle chiaroscuroes
نمای کنتراستدار ظریف
classic chiaroscuroes
نمای کنتراستدار کلاسیک
vivid chiaroscuroes
نمای کنتراستدار زنده
rich chiaroscuroes
نمای کنتراستدار غنی
bold chiaroscuroes
نمای کنتراستدار جسورانه
soft chiaroscuroes
نمای کنتراستدار ملایم
the artist skillfully used chiaroscuroes to enhance the depth of the painting.
هنرمند به طرز ماهرانه ای از کنتراست نور و سایه برای افزایش عمق نقاشی استفاده کرد.
chiaroscuroes can create a dramatic effect in photography.
کنتراست نور و سایه می تواند جلوه ای دراماتیک در عکاسی ایجاد کند.
understanding chiaroscuroes is essential for mastering light and shadow.
درک کنتراست نور و سایه برای تسلط بر نور و سایه ضروری است.
the chiaroscuroes in her portrait brought the subject to life.
کنتراست نور و سایه در پرتره او باعث زنده شدن سوژه شد.
many famous painters are known for their use of chiaroscuroes.
بسیاری از نقاشان مشهور به دلیل استفاده از کنتراست نور و سایه شناخته می شوند.
chiaroscuroes can dramatically alter the mood of a scene.
کنتراست نور و سایه می تواند به طور چشمگیری حال و هوای صحنه را تغییر دهد.
in art history, chiaroscuroes have played a significant role.
در تاریخ هنر، کنتراست نور و سایه نقش مهمی ایفا کرده است.
she studied chiaroscuroes to improve her drawing techniques.
او کنتراست نور و سایه را مطالعه کرد تا تکنیک های طراحی خود را بهبود بخشد.
chiaroscuroes can be a powerful tool for storytelling in visual art.
کنتراست نور و سایه می تواند ابزاری قدرتمند برای داستان سرایی در هنر بصری باشد.
he admired the chiaroscuroes in the old master’s work.
او به کنتراست نور و سایه در اثر استاد قدیمی احترام می گذاشت.
dark chiaroscuroes
تارِکنماییهای کنتراستدار
light chiaroscuroes
نورِنماییهای کنتراستدار
artistic chiaroscuroes
نمای کنتراستدار هنری
dramatic chiaroscuroes
نمای کنتراستدار دراماتیک
subtle chiaroscuroes
نمای کنتراستدار ظریف
classic chiaroscuroes
نمای کنتراستدار کلاسیک
vivid chiaroscuroes
نمای کنتراستدار زنده
rich chiaroscuroes
نمای کنتراستدار غنی
bold chiaroscuroes
نمای کنتراستدار جسورانه
soft chiaroscuroes
نمای کنتراستدار ملایم
the artist skillfully used chiaroscuroes to enhance the depth of the painting.
هنرمند به طرز ماهرانه ای از کنتراست نور و سایه برای افزایش عمق نقاشی استفاده کرد.
chiaroscuroes can create a dramatic effect in photography.
کنتراست نور و سایه می تواند جلوه ای دراماتیک در عکاسی ایجاد کند.
understanding chiaroscuroes is essential for mastering light and shadow.
درک کنتراست نور و سایه برای تسلط بر نور و سایه ضروری است.
the chiaroscuroes in her portrait brought the subject to life.
کنتراست نور و سایه در پرتره او باعث زنده شدن سوژه شد.
many famous painters are known for their use of chiaroscuroes.
بسیاری از نقاشان مشهور به دلیل استفاده از کنتراست نور و سایه شناخته می شوند.
chiaroscuroes can dramatically alter the mood of a scene.
کنتراست نور و سایه می تواند به طور چشمگیری حال و هوای صحنه را تغییر دهد.
in art history, chiaroscuroes have played a significant role.
در تاریخ هنر، کنتراست نور و سایه نقش مهمی ایفا کرده است.
she studied chiaroscuroes to improve her drawing techniques.
او کنتراست نور و سایه را مطالعه کرد تا تکنیک های طراحی خود را بهبود بخشد.
chiaroscuroes can be a powerful tool for storytelling in visual art.
کنتراست نور و سایه می تواند ابزاری قدرتمند برای داستان سرایی در هنر بصری باشد.
he admired the chiaroscuroes in the old master’s work.
او به کنتراست نور و سایه در اثر استاد قدیمی احترام می گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید