chillies

[ایالات متحده]/ˈtʃɪliz/
[بریتانیا]/ˈtʃɪliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلفل دلمه‌ای (خشک)، پودر فلفل چیلی (جمع فلفل چیلی)

عبارات و ترکیب‌ها

red chillies

فلفل قرمز

green chillies

فلفل سبز

fresh chillies

فلفل تازه

chillies powder

پودر فلفل

dried chillies

فلفل خشک

chillies sauce

سس فلفل

spicy chillies

فلفل تند

chillies flakes

پودر فلفل چیلی

stuffed chillies

فلفل پر شده

chillies seeds

دانه‌های فلفل

جملات نمونه

chillies add a spicy kick to dishes.

فلفل‌ها طعم تند و آتشینی را به غذاها اضافه می‌کنند.

she loves to cook with fresh chillies.

او عاشق پختن با فلفل‌های تازه است.

chillies can boost your metabolism.

فلفل‌ها می‌توانند به افزایش متابولیسم شما کمک کنند.

be careful when handling hot chillies.

هنگام دست زدن به فلفل‌های تند مراقب باشید.

some people can't tolerate the heat of chillies.

برخی از افراد نمی‌توانند تحمل گرمای فلفل‌ها را داشته باشند.

chillies are a key ingredient in many cuisines.

فلفل‌ها یک ماده اصلی در بسیاری از غذاها هستند.

he sprinkled chillies on his pizza for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، فلفل روی پیتزای خود ریخت.

chillies can be dried and used as a seasoning.

می‌توان فلفل‌ها را خشک کرد و به عنوان چاشنی استفاده کرد.

she grows her own chillies in the garden.

او فلفل‌های خود را در باغ پرورش می‌دهد.

chillies come in various shapes and sizes.

فلفل‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلف وجود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید