He always has a chippy attitude towards criticism.
او همیشه نسبت به انتقادها نگرشی عصبی دارد.
The chippy smell of vinegar filled the air in the fish and chip shop.
بوی تند سرکه هوا را در مغازه ماهی و سیب زمینی سرخ کرده پر کرد.
She enjoys a chippy banter with her colleagues at work.
او از شوخیهای دوستانه با همکارانش در محل کار لذت میبرد.
The chippy paint on the old wooden door gave it a rustic look.
رنگ پوسته پوسته درب چوبی قدیمی به آن ظاهری روستایی بخشید.
He has a chippy personality that can be off-putting to some people.
او دارای شخصیتی عصبی است که ممکن است برای برخی افراد ناخوشایند باشد.
The chippy sound of the hammer hitting the nail echoed through the workshop.
صدای ضربه چکش به میخ در کارگاه طنین انداز شد.
She ordered a chippy lunch of fish and chips from the nearby seafood restaurant.
او یک ناهار تند از ماهی و سیب زمینی سرخ کرده از رستوران غذاهای دریایی نزدیک سفارش داد.
The chippy weather made it difficult to enjoy a picnic in the park.
آب و هوای نامساعد باعث شد که نتوان در پارک پیک نیک خوبی داشت.
He has a chippy sense of humor that not everyone appreciates.
او دارای حس شوخ طبعی است که همه آن را نمی پسندند.
The chippy tone of her voice indicated that she was annoyed.
لحن صدای او نشان داد که او ناراحت است.
Because he's in love with that British chippy!
چون او عاشق آن مغازه سیبزمینی سرخکرده بریتانیایی است!
منبع: "Friends" classic linesSorry mate. Typical tradies, though, I'm a chippy, you know, all the tradies get to work, smocko, knock off, get on the piss.
متاسفم رفیق. البته، کارگران ساختمانی معمولی هستند، من یک مغازه سیبزمینی سرخکرده هستم، میدانید، همه کارگران به سر کار میروند، سموکو، تعطیل، به فحش میگویند.
منبع: Emma's delicious EnglishAnd the kind of chips that you would get from local chippy.
و نوعی سیبزمینی سرخکردهای که از یک مغازه سیبزمینی سرخکرده محلی میگیرید.
منبع: Star Snack ReviewYeah, it's like, it's like a chippy, Gary's, isn't it?
بله، مثل اینه، مثل یه مغازه سیبزمینی سرخکرده، گِری!
منبع: Miranda Season 3Today, taking on chef Ben is normal Barry, who, with a little help from our food team is hoping to knock the chippy chirpy chef off his perch.
امروز، مبارزه با سرآشپز بن، بری نرمال است که با کمک کمی از تیم غذایی ما امیدوار است سرآشپز سیبزمینی سرخکرده را از جایگاهش پایین بیاورد.
منبع: Gourmet Base" To sit in solemn silence in a dull, dark, dock. In a pestilential prison with a life-long lock. Awaiting the sensation of a short, sharp, shock. From a cheap and chippy chopper on a big, black block." Okay.
"- برای نشستن در سکوت سنگین در یک اسکله تیره و کسلکننده. در یک زندان وباگرفته با یک قفل مادامالعمر. انتظار یک شوک کوتاه و تیز. از یک خردکن ارزان و سیبزمینی سرخکرده روی یک بلوک بزرگ و سیاه." باشه.
منبع: Engvid-Benjamin Course Collection" To sit in solemn silence in a dull, dark, dock. In a pestilential prison with a life-long lock. Awaiting the sensation of a short, sharp, shock. From a cheap and chippy chopper on a big, black block." Okay?
"- برای نشستن در سکوت سنگین در یک اسکله تیره و کسلکننده. در یک زندان وباگرفته با یک قفل مادامالعمر. انتظار یک شوک کوتاه و تیز. از یک خردکن ارزان و سیبزمینی سرخکرده روی یک بلوک بزرگ و سیاه." باشه؟
منبع: Engvid-Benjamin Course CollectionHe always has a chippy attitude towards criticism.
او همیشه نسبت به انتقادها نگرشی عصبی دارد.
The chippy smell of vinegar filled the air in the fish and chip shop.
بوی تند سرکه هوا را در مغازه ماهی و سیب زمینی سرخ کرده پر کرد.
She enjoys a chippy banter with her colleagues at work.
او از شوخیهای دوستانه با همکارانش در محل کار لذت میبرد.
The chippy paint on the old wooden door gave it a rustic look.
رنگ پوسته پوسته درب چوبی قدیمی به آن ظاهری روستایی بخشید.
He has a chippy personality that can be off-putting to some people.
او دارای شخصیتی عصبی است که ممکن است برای برخی افراد ناخوشایند باشد.
The chippy sound of the hammer hitting the nail echoed through the workshop.
صدای ضربه چکش به میخ در کارگاه طنین انداز شد.
She ordered a chippy lunch of fish and chips from the nearby seafood restaurant.
او یک ناهار تند از ماهی و سیب زمینی سرخ کرده از رستوران غذاهای دریایی نزدیک سفارش داد.
The chippy weather made it difficult to enjoy a picnic in the park.
آب و هوای نامساعد باعث شد که نتوان در پارک پیک نیک خوبی داشت.
He has a chippy sense of humor that not everyone appreciates.
او دارای حس شوخ طبعی است که همه آن را نمی پسندند.
The chippy tone of her voice indicated that she was annoyed.
لحن صدای او نشان داد که او ناراحت است.
Because he's in love with that British chippy!
چون او عاشق آن مغازه سیبزمینی سرخکرده بریتانیایی است!
منبع: "Friends" classic linesSorry mate. Typical tradies, though, I'm a chippy, you know, all the tradies get to work, smocko, knock off, get on the piss.
متاسفم رفیق. البته، کارگران ساختمانی معمولی هستند، من یک مغازه سیبزمینی سرخکرده هستم، میدانید، همه کارگران به سر کار میروند، سموکو، تعطیل، به فحش میگویند.
منبع: Emma's delicious EnglishAnd the kind of chips that you would get from local chippy.
و نوعی سیبزمینی سرخکردهای که از یک مغازه سیبزمینی سرخکرده محلی میگیرید.
منبع: Star Snack ReviewYeah, it's like, it's like a chippy, Gary's, isn't it?
بله، مثل اینه، مثل یه مغازه سیبزمینی سرخکرده، گِری!
منبع: Miranda Season 3Today, taking on chef Ben is normal Barry, who, with a little help from our food team is hoping to knock the chippy chirpy chef off his perch.
امروز، مبارزه با سرآشپز بن، بری نرمال است که با کمک کمی از تیم غذایی ما امیدوار است سرآشپز سیبزمینی سرخکرده را از جایگاهش پایین بیاورد.
منبع: Gourmet Base" To sit in solemn silence in a dull, dark, dock. In a pestilential prison with a life-long lock. Awaiting the sensation of a short, sharp, shock. From a cheap and chippy chopper on a big, black block." Okay.
"- برای نشستن در سکوت سنگین در یک اسکله تیره و کسلکننده. در یک زندان وباگرفته با یک قفل مادامالعمر. انتظار یک شوک کوتاه و تیز. از یک خردکن ارزان و سیبزمینی سرخکرده روی یک بلوک بزرگ و سیاه." باشه.
منبع: Engvid-Benjamin Course Collection" To sit in solemn silence in a dull, dark, dock. In a pestilential prison with a life-long lock. Awaiting the sensation of a short, sharp, shock. From a cheap and chippy chopper on a big, black block." Okay?
"- برای نشستن در سکوت سنگین در یک اسکله تیره و کسلکننده. در یک زندان وباگرفته با یک قفل مادامالعمر. انتظار یک شوک کوتاه و تیز. از یک خردکن ارزان و سیبزمینی سرخکرده روی یک بلوک بزرگ و سیاه." باشه؟
منبع: Engvid-Benjamin Course Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید