chipset

[ایالات متحده]/ˈtʃɪp.sɛt/
[بریتانیا]/ˈtʃɪpˌsɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از اجزای الکترونیکی که جریان داده را در یک کامپیوتر یا دستگاه مدیریت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

mobile chipset

تراشه موبایل

graphics chipset

تراشه گرافیکی

motherboard chipset

تراشه مادربرد

chipset driver

درایور تراشه

chipset architecture

معماری تراشه

system chipset

تراشه سیستم

chipset compatibility

سازگاری تراشه

chipset upgrade

ارتقاء تراشه

chipset performance

عملکرد تراشه

chipset manufacturer

تراشه ساز

جملات نمونه

the new smartphone features a powerful chipset.

گوشی هوشمند جدید دارای یک تراشه قدرتمند است.

upgrading the chipset can improve the device's performance.

ارتقاء تراشه می‌تواند عملکرد دستگاه را بهبود بخشد.

this laptop uses an advanced chipset for better graphics.

این لپ‌تاپ از یک تراشه پیشرفته برای گرافیک بهتر استفاده می‌کند.

many manufacturers are developing their own chipset solutions.

تولیدکنندگان زیادی در حال توسعه راه حل‌های تراشه خود هستند.

the chipset is responsible for managing communication between components.

تراشه مسئول مدیریت ارتباط بین اجزا است.

overclocking the chipset can lead to overheating issues.

اورکلاک کردن تراشه می‌تواند منجر به مشکلات گرمای بیش از حد شود.

choosing the right chipset is crucial for gaming pcs.

انتخاب تراشه مناسب برای رایانه‌های گیمینگ بسیار مهم است.

the chipset architecture determines the system's capabilities.

معماری تراشه قابلیت‌های سیستم را تعیین می‌کند.

new chipset technologies are emerging every year.

فناوری‌های جدید تراشه هر سال در حال ظهور هستند.

compatibility issues can arise with different chipset versions.

مشکلات سازگاری می‌تواند با نسخه‌های مختلف تراشه ایجاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید