chironomids

[ایالات متحده]/ˈkaɪrənəʊmɪd/
[بریتانیا]/ˈkaɪrəˌnɑːmɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مگس گلدوز، که اغلب در آب شیرین یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

chironomid larvae

لاروهای کیرونومید

chironomid adults

بالغان کیرونومید

chironomid species

گونه‌های کیرونومید

chironomid habitats

زیستگاه‌های کیرونومید

chironomid diversity

تنوع زیستی کیرونومید

chironomid abundance

فراوانی کیرونومید

chironomid ecology

اکولوژی کیرونومید

chironomid research

تحقیقات کیرونومید

chironomid populations

جمعیت کیرونومید

chironomid monitoring

نظارت بر کیرونومید

جملات نمونه

chironomid larvae are often found in freshwater habitats.

لاروهای کیرونومید اغلب در زیستگاه‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

many fish species rely on chironomids as a food source.

بسیاری از گونه‌های ماهی برای تامین غذا به کیرونومیدها متکی هستند.

chironomid adults are commonly seen around water bodies.

بالغان کیرونومید معمولاً در اطراف منابع آب دیده می‌شوند.

researchers study chironomids to assess water quality.

محققان کیرونومیدها را برای ارزیابی کیفیت آب مطالعه می‌کنند.

chironomids play a crucial role in aquatic ecosystems.

کیرونومیدها نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

the presence of chironomids indicates healthy water conditions.

حضور کیرونومیدها نشان‌دهنده شرایط آب سالم است.

chironomid populations can fluctuate with environmental changes.

جمعیت کیرونومیدها می‌تواند با تغییرات محیطی نوسان کند.

some species of chironomids are known for their resilience.

برخی از گونه‌های کیرونومید به دلیل مقاومت خود شناخته شده‌اند.

chironomids are often used in biomonitoring studies.

کیرونومیدها اغلب در مطالعات بیومتری استفاده می‌شوند.

understanding chironomid life cycles can aid in pollution studies.

درک چرخه‌های زندگی کیرونومیدها می‌تواند به کمک مطالعات آلودگی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید