chits

[ایالات متحده]/tʃɪts/
[بریتانیا]/tʃɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع chit; یادداشت; کوپن; دختر لاغر; صورت‌حساب; رسید
v. شخص سوم مفرد chit; جوانه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

chits and giggles

خنده ها و حرف های بیهوده

cash chits

چک های نقدی

chit chat

گفتگوی دوستانه

chit fund

صندوق چک

chit system

سیستم چک

dining chits

چک های غذا

chits exchange

تبادل چک

service chits

چک های خدمات

credit chits

چک های اعتباری

chit receipts

رسیدهای چک

جملات نمونه

he handed out chits for the concert tickets.

او برای بلیط‌های کنسرت، برگه توزیع کرد.

we need to collect all the chits before the meeting.

ما باید قبل از جلسه، همه برگه ها را جمع کنیم.

she wrote down the expenses on small chits.

او هزینه ها را روی برگه های کوچک یادداشت کرد.

the teacher distributed chits for the quiz.

معلم برگه هایی برای آزمون توزیع کرد.

make sure to keep your chits safe after the purchase.

مطمئن شوید که برگه های خود را بعد از خرید در جای امن نگه دارید.

they used chits to organize the raffle.

آنها از برگه ها برای سازماندهی قرعه کشی استفاده کردند.

the hotel provided chits for complimentary breakfast.

هتل برگه هایی برای صبحانه رایگان ارائه داد.

he lost the chit that contained his room number.

او برگه ای را که شماره اتاقش در آن بود گم کرد.

chits are often used in games for scoring.

برگه ها اغلب در بازی ها برای امتیازدهی استفاده می شوند.

don't forget to redeem your chits at the counter.

فراموش نکنید که برگه های خود را در پیشخوان تعویض کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید