chive

[ایالات متحده]/tʃaiv/
[بریتانیا]/tʃaɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گیاه کوچک پیازی مرتبط با پیاز، با برگ‌های توخالی بلند که خرد شده و به عنوان گیاه دارویی استفاده می‌شود
v. با قیچی کوتاه کردن یا بریدن
Word Forms
جمعchives

عبارات و ترکیب‌ها

chive flower

گل جعفری

chive pancake

پنکیک جعفری

chive dumplings

دامپلینگ جعفری

chive oil

روغن جعفری

جملات نمونه

Conclusions:Chinese chive seed have certain effect on improving sexual function of demasculinization mouse.

نتیجه‌گیری: بذر پیازچه چینی اثر خاصی در بهبود عملکرد جنسی موش‌های دماسکولینیزاسیون دارد.

I like to sprinkle chives on my baked potatoes.

من دوست دارم پیازچه را روی سیب زمینی های پخته شده ام بپاشم.

The chive dip is a perfect complement to the chips.

دپ پیازچه مکمل عالی برای چیپس ها است.

She garnished the salad with fresh chives.

او سالاد را با پیازچه تازه تزئین کرد.

Chives add a burst of flavor to the soup.

پیازچه طعم دلپذیری به سوپ می بخشد.

The omelette was topped with chopped chives.

املت با پیازچه خرد شده تزئین شده بود.

The chef used chives to enhance the dish's presentation.

سرآشپز از پیازچه برای افزایش ظاهر غذا استفاده کرد.

The chive plant grows well in moist soil.

گیاه پیازچه به خوبی در خاک مرطوب رشد می کند.

Chives are often used in traditional Chinese medicine.

پیازچه اغلب در طب سنتی چینی استفاده می شود.

She snipped some fresh chives from her garden.

او مقداری پیازچه تازه از باغچه اش چید.

The chive and cheese quiche was a hit at the party.

کویش پیازچه و پنیر در مهمانی بسیار محبوب بود.

نمونه‌های واقعی

Yes, I do Rob. I really like the pork and chive filling.

بله، من این کار را انجام می‌دهم راب. من واقعاً چاشنی گوشت خوک و جعفری را دوست دارم.

منبع: BBC Authentic English

She used a lot of Nira chives.

او از جعفری نیرای زیادی استفاده کرد.

منبع: Culinary methods for gourmet food

At Square Roots we focus on basil, mint, chives, herbs.

در ریشه های مربع، ما بر ریحان، نعناع، جعفری و گیاهان تمرکز می کنیم.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

I generally like a few varieties like nasturtium or chive flowers.

من معمولاً چند نوع مانند گل آفتابگردان یا گل جعفری را دوست دارم.

منبع: Connection Magazine

I don't need any help. And besides, my parisian salad doesn't call for any chives.

من به کمک احتیاج ندارم. علاوه بر این، سالاد پاریسی من به هیچ جعفری نیازی ندارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

You also have watermelon, chive, a dressing and some pine nuts. It's a pretty salad.

شما همچنین هندوانه، جعفری، یک سس و چند دانه کاج دارید. این یک سالاد زیباست.

منبع: Gourmet Base

A little? The man put chives in my parisian salad! He should be in a straightjacket!

کمی؟ آن مرد جعفری در سالاد پاریسی من گذاشت! او باید در یک لباس تنگ باشد!

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

It's part of the Choy family but it's also, consider it a bit like a chive.

این بخشی از خانواده چو است اما همچنین، آن را کمی شبیه جعفری در نظر بگیرید.

منبع: Gourmet Base

The start to my dinner party, absolute baller, rocking out the smoked salmon and chive blinis.

شروع مهمانی شام من، یک توپنده مطلق، در حال اجرای بلینی های سالمون دودی و جعفری.

منبع: Gourmet Base

All I actually wanna do now is throw some like finely chopped chervil or some chives over it.

من فقط می خواهم اکنون مقداری جعفری یا جعفری خرد شده را روی آن بریزم.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید