chocking

[ایالات متحده]/tʃɒk/
[بریتانیا]/tʃɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بلوک چوبی به شکل وِج؛ یک حمایت به شکل وِج ساخته شده از چوب

vt. برای محکم کردن یا حمایت کردن یک چرخ یا شیء دیگر با یک چوک؛ برای مسدود کردن یا حمایت کردن با یک وِج

adv. کاملاً؛ به طور کامل

عبارات و ترکیب‌ها

chock the wheels

بسته کردن چرخ‌ها

door chock

چاک درب

chock full

پرچک

bearing chock

چاک بلبرینگ

جملات نمونه

the manual is chock-a-block with information.

دفترچه راهنما مملو از اطلاعات است.

the church was chocker with flowers.

کلیسای مملو از گل بود.

The train was chock-full of travellers.

قطار مملو از مسافران بود.

a report chock full of errors.

گزارشی مملو از خطاها.

a hall that was chock-a-block full.

یک تالار که کاملاً پر بود.

my case is chock-full of notes.

موارد من مملو از یادداشت است.

I'm a little chocker with this place.

من کمی در این مکان احساس خفگی می کنم.

a room chocked up with furniture

یک اتاق مملو از مبلمان.

had to stand chock up against the railing.

باید در برابر نرده ایستاده بودم.

The cheering fans were chock-a-block in the stands.

هواداران تشویق کننده در جایگاه‌ها بسیار زیاد بودند.

The road was chock-a-block with varieties of vehicles again today.

امروز دوباره جاده مملو از انواع وسایل نقلیه بود.

The plane's wheels were chocked and chained down.

چرخ‌های هواپیما مسدود و زنجیر شده بودند.

The yolky cell is chock-full of protein factors and hormonelike agents, and controlled by its own nonchromosomal DNA.

سلول زرده مملو از عوامل پروتئینی و عوامل شبیه هورمون است و توسط DNA غیرکروموزومی خود کنترل می شود.

It was the result of the capillary chocking-offcaused by the separation of the MoSi2 from the alloy infiltrant during the sinteringprocess .

این نتیجه انسداد مویرگی ناشی از جداسازی MoSi2 از نفوذ آلیاژ در طول فرآیند sintering بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید