choroids

[ایالات متحده]/ˈkɒrɔɪdz/
[بریتانیا]/ˈkɔːrɔɪdz/

ترجمه

adj. شبیه به کُرُوئید؛ شبیه به کیسه جنینی
n. لایه عروقی چشم بین شبکیه و اسکلرا؛ لایه سیاه در برخی موجودات؛ غشای پایه سیاه در برخی حشرات

عبارات و ترکیب‌ها

choroids layer

لایه کوروئید

choroids function

عملکرد کوروئید

choroids blood

خون کوروئید

choroids structure

ساختار کوروئید

choroids disease

بیماری کوروئید

choroids examination

معاینه کوروئید

choroids imaging

تصویربرداری کوروئید

choroids pathology

پاتولوژی کوروئید

choroids development

توسعه کوروئید

choroids repair

ترمیم کوروئید

جملات نمونه

the choroids play a vital role in the eye's health.

قرنیه‌های نقش حیاتی در سلامت چشم ایفا می‌کنند.

damage to the choroids can lead to vision problems.

آسیب به قرنیه‌ها می‌تواند منجر به مشکلات بینایی شود.

researchers study the choroids to understand eye diseases.

محققان قرنیه‌ها را برای درک بیماری‌های چشم مطالعه می‌کنند.

choroids provide nutrients to the retina.

قرنیه‌ها مواد مغذی را به شبکیه می‌رسانند.

increased blood flow in the choroids is essential for vision.

افزایش جریان خون در قرنیه‌ها برای بینایی ضروری است.

choroids can be affected by various medical conditions.

قرنیه‌ها می‌توانند تحت تأثیر شرایط پزشکی مختلف قرار گیرند.

imaging techniques help visualize the choroids.

تکنیک‌های تصویربرداری به تجسم قرنیه‌ها کمک می‌کنند.

choroids are often examined during eye surgeries.

قرنیه‌ها اغلب در طول جراحی‌های چشم بررسی می‌شوند.

understanding the choroids can improve treatment options.

درک قرنیه‌ها می‌تواند به بهبود گزینه‌های درمانی کمک کند.

choroids are essential for maintaining overall eye function.

قرنیه‌ها برای حفظ عملکرد کلی چشم ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید