chromatopia

[ایالات متحده]/[ˈkrɒməˌtoʊpiə]/
[بریتانیا]/[ˈkroʊməˌtoʊpiə]/

ترجمه

n. یک مکان یا منطقه که با یک طرح رنگی پویا یا غیرمعمول مشخص شده است؛ یک طراحی طبیعی که توسط رنگ حاکم است.؛ یک رویا ایدئالی که حول قدرت زیبایی و احساسی رنگ متمرکز است.

عبارات و ترکیب‌ها

chromatopia effect

تاثیر کروماتوپیا

experiencing chromatopia

تجربه کروماتوپیا

chromatopia range

دامنه کروماتوپیا

expanded chromatopia

کروماتوپیا گسترش یافته

chromatopia display

نمایش کروماتوپیا

chromatopia colors

رنگ‌های کروماتوپیا

chromatopia space

فضای کروماتوپیا

creating chromatopia

ایجاد کروماتوپیا

chromatopia shift

تغییر کروماتوپیا

analyzing chromatopia

تحلیل کروماتوپیا

جملات نمونه

the artist's chromatopia was a vibrant explosion of color on the canvas.

کروماتوپیا هنرمند یک انفجار رنگی زیبایی در روی کanvas بود.

exploring the chromatopia of a sunset is a truly breathtaking experience.

کشف کروماتوپیا غروب خورشید یک تجربه واقعاً دلنشین است.

her chromatopia project aimed to capture the essence of a tropical rainforest.

پروژه کروماتوپیا او هدف داشت تا جوهره جنگل‌های گیاچه گرمسیری را ثبت کند.

the chromatopia in the peacock's feathers was simply stunning.

کروماتوپیا در پرندگان فیلکه به سادگی خیره کننده بود.

he described his dreams as a personal chromatopia of swirling hues.

او رویا‌های خود را به عنوان یک کروماتوپیا شخصی از رنگ‌های گردش‌کننده توصیف کرد.

the chromatopia of autumn leaves painted the landscape in warm tones.

کروماتوپیا برگ‌های پاییز با رنگ‌های گرم طرح زمین را رنگ‌آمیزی کرد.

the child lost herself in the chromatopia of the butterfly wings.

کودک در کروماتوپیا بال‌های مورچه‌پرواز گم شد.

the photographer sought to document the chromatopia of the coral reef.

فotograf به دنبال ثبت کروماتوپیا ریف‌های کoral بود.

the chromatopia of the stained glass window filled the cathedral with light.

کروماتوپیا پنجره‌های شیشه‌ای رنگی کatedral را با نور پر کرد.

the chromatopia in the painting evoked feelings of joy and tranquility.

کروماتوپیا در نقاشی احساسات خوشبختی و آرامش را برانگیخت.

the chromatopia of the aurora borealis danced across the night sky.

کروماتوپیا اورورا بورالیس در آسمان شب رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید