chronicles

[ایالات متحده]/ˈkrɒnɪklz/
[بریتانیا]/ˈkrɑːnɪklz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حساب تاریخی از وقایع به ترتیب زمانی؛ (کتاب مقدس) کتاب‌های تواریخ

عبارات و ترکیب‌ها

historical chronicles

خاطرات تاریخی

personal chronicles

خاطرات شخصی

epic chronicles

خاطرات حماسی

adventure chronicles

خاطرات ماجراجویانه

chronicles of time

خاطرات زمان

legendary chronicles

خاطرات افسانه‌ای

ancient chronicles

خاطرات باستانی

forgotten chronicles

خاطرات فراموش‌شده

future chronicles

خاطرات آینده

mystical chronicles

خاطرات عرفانی

جملات نمونه

the chronicles of the ancient kings are fascinating.

خاطرات پادشاهان باستانی بسیار جذاب هستند.

she wrote chronicles of her travels around the world.

او درباره سفرهايش در سراسر جهان خاطراتی نوشت.

the chronicles reveal the history of our civilization.

خاطرات تاریخ تمدن ما را آشکار می‌کنند.

he enjoys reading the chronicles of famous battles.

او از خواندن خاطرات نبردهای مشهور لذت می برد.

the chronicles document the rise and fall of empires.

خاطرات، ظهور و سقوط امپراتوری‌ها را مستند می‌کنند.

historical chronicles can provide valuable insights.

خاطرات تاریخی می‌توانند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهند.

they discovered chronicles that date back to the 12th century.

آنها خاطراتی را کشف کردند که به قرن دوازدهم باز می گردد.

the chronicles of the region are rich in detail.

خاطرات منطقه غنی از جزئیات است.

she plans to publish the chronicles of her family's history.

او قصد دارد خاطرات تاریخچه خانواده خود را منتشر کند.

the chronicles serve as a record of significant events.

خاطرات به عنوان سندی از وقایع مهم عمل می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید