chubbinesses

[ایالات متحده]/ˈtʃʌbɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtʃʌbɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت چاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

cute chubbinesses

چاق‌بازی‌های دوست‌داشتنی

adorable chubbinesses

چاق‌بازی‌های دوست‌داشتنی

baby chubbinesses

چاق‌بازی‌های نوزادی

childhood chubbinesses

چاق‌بازی‌های دوران کودکی

playful chubbinesses

چاق‌بازی‌های بازیگوشانه

cheerful chubbinesses

چاق‌بازی‌های شاد

fluffy chubbinesses

چاق‌بازی‌های پشمالو

jolly chubbinesses

چاق‌بازی‌های شاد و خندان

fuzzy chubbinesses

چاق‌بازی‌های مهربان

charming chubbinesses

چاق‌بازی‌های جذاب

جملات نمونه

her chubbinesses made her look adorable.

چاق بودن او باعث می‌شد جذاب به نظر برسد.

the chubbinesses of the puppies were irresistible.

چاق بودن توله‌سگ‌ها غیرقابل مقاومت بود.

children often have various chubbinesses during their growth.

کودکان اغلب در طول رشد خود چاق‌بودگی‌های مختلفی دارند.

her chubbinesses were a source of joy for her family.

چاق بودن او منبع شادی برای خانواده‌اش بود.

people often comment on the chubbinesses of babies.

مردم اغلب در مورد چاق‌بودگی نوزادان نظر می‌دهند.

his chubbinesses made him a favorite among his friends.

چاق بودن او باعث شد که مورد علاقه دوستانش باشد.

the artist captured the chubbinesses of the characters beautifully.

هنرمند به زیبایی چاق‌بودگی شخصیت‌ها را به تصویر کشید.

she embraces her chubbinesses with confidence.

او با اعتماد به نفس چاق‌بودگی خود را می‌پذیرد.

the chubbinesses of the cartoon characters are exaggerated for humor.

چاق‌بودگی شخصیت‌های کارتونی برای ایجاد خنده اغراق‌آمیز است.

many cultures celebrate the chubbinesses of children as a sign of health.

فرهنگ‌های زیادی چاق‌بودگی کودکان را به عنوان نشانه سلامتی جشن می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید