chumminess

[ایالات متحده]/ˈtʃʌmɪnəs/
[بریتانیا]/ˈtʃʌmɪnəs/

ترجمه

n. صمیمیت; دوستی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

friendly chumminess

دوستی صمیمانه

genuine chumminess

صمیمیت واقعی

warm chumminess

صمیمیت گرم

casual chumminess

صمیمیت اتفاقی

playful chumminess

صمیمیت بازیگوشانه

mutual chumminess

صمیمیت متقابل

easy chumminess

صمیمیت آسان

natural chumminess

صمیمیت طبیعی

bubbly chumminess

صمیمیت پرجنب‌وجوش

endearing chumminess

صمیمیت دوست‌داشتنی

جملات نمونه

her chumminess with the team made the project more enjoyable.

صمیمیت او با تیم باعث دلپذیرتر شدن پروژه شد.

his chumminess with the boss helped him get promoted.

صمیمیت او با رئیس به او کمک کرد تا ترفیع بگیرد.

chumminess can sometimes lead to misunderstandings in the workplace.

صمیمیت گاهی اوقات می تواند منجر به سوء تفاهم در محل کار شود.

they shared a chumminess that was evident to everyone.

آنها صمیمیتی داشتند که برای همه آشکار بود.

her chumminess with her neighbors created a strong community.

صمیمیت او با همسایگان یک جامعه قوی ایجاد کرد.

chumminess among colleagues can enhance teamwork.

صمیمیت بین همکاران می تواند کار گروهی را بهبود بخشد.

his chumminess with the new students helped them feel welcome.

صمیمیت او با دانشجویان جدید به آنها کمک کرد تا احساس استقبال کنند.

the chumminess in the group made the event a success.

صمیمیت در گروه باعث موفقیت رویداد شد.

she valued the chumminess she had with her childhood friends.

او صمیمیت خود را با دوستان دوران کودکی خود ارزشمند می دانست.

chumminess can sometimes blur the lines of professionalism.

صمیمیت گاهی اوقات می تواند خطوط حرفه ای بودن را محو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید