churches

[ایالات متحده]/ˈtʃɜːtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈtʃɜrʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع کلیسا) ساختمان‌هایی برای عبادت مسیحی؛ جماعت‌ها یا فرقه‌های مسیحی
v. به خدمات مذهبی در یک کلیسا شرکت کردن (شخص سوم مفرد کلیسا)

عبارات و ترکیب‌ها

old churches

کلیساهای قدیمی

local churches

کلیساهای محلی

historic churches

کلیساهای تاریخی

community churches

کلیساهای محلی

abandoned churches

کلیساهای متروکه

large churches

کلیساهای بزرگ

beautiful churches

کلیساهای زیبا

traditional churches

کلیساهای سنتی

modern churches

کلیساهای مدرن

protestant churches

کلیساهای پروتستان

جملات نمونه

many churches in the city hold community events.

بسیاری از کلیساها در شهر میزبان رویدادهای اجتماعی هستند.

some churches offer free meals to those in need.

برخی از کلیساها وعده‌های غذایی رایگان به نیازمندان ارائه می‌دهند.

churches often serve as centers for social gatherings.

کلیساها اغلب به عنوان مراکز گردهمایی‌های اجتماعی عمل می‌کنند.

there are several historic churches in this area.

چند کلیسای تاریخی در این منطقه وجود دارد.

churches play an important role in community life.

کلیساها نقش مهمی در زندگی اجتماعی ایفا می‌کنند.

many churches provide support for local charities.

بسیاری از کلیساها از سازمان‌های خیریه محلی حمایت می‌کنند.

churches often organize youth activities and programs.

کلیساها اغلب فعالیت‌ها و برنامه‌های جوانان را سازماندهی می‌کنند.

some churches have beautiful stained glass windows.

برخی از کلیساها دارای پنجره‌های شیشه‌ای رنگارنگ زیبا هستند.

churches around the world celebrate various holidays.

کلیساها در سراسر جهان جشن‌های مختلف را جشن می‌گیرند.

many churches are open for prayer and reflection.

بسیاری از کلیساها برای دعا و تفکر باز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید