churning

[ایالات متحده]/'tʃɝnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هم زدن شیر
v. مخلوط کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریchurning

عبارات و ترکیب‌ها

churning waters

آب‌های خروشان

churning emotions

احساسات آشفته

churning butter

هم زدن کره

جملات نمونه

her stomach was churning at the thought of the ordeal.

شکم او با فکر کردن به این رنج، به هم می‌ریخت.

a storm churning the waves;

طوفنی که امواج را به هم می‌ریخت;

A chain of heart monologize, still cast to aerial pompon like each, churning the line of sight of people.

یک زنجیره از مونولوگ‌های قلبی، هنوز به شکل توپ‌های هوایی مانند هر کدام، دید خط دید مردم را به هم می‌ریخت.

wind churning up the piles of leaves.See Synonyms at agitate

باد انبوه برگ ها را به هم ریخت. به مترادف ها در agitate مراجعه کنید

waves churning in the storm; so angry it made my stomach churn.

امواج در طوفان به هم می‌ریختند؛ آنقدر خشمگین بود که باعث می‌شد معده من به هم بریزد.

Her stomach was churning with anxiety before the big presentation.

شکم او قبل از ارائه بزرگ با اضطراب به هم می‌ریخت.

The churning waves crashed against the shore during the storm.

امواج خروشان در طول طوفان به ساحل برخورد کردند.

The churning of the washing machine could be heard from the other room.

صدای به هم ریختن ماشین لباسشویی از اتاق دیگر شنیده می‌شد.

The churning water in the river made it unsafe for swimming.

آب خروشان در رودخانه شنا کردن را ناامن می‌کرد.

The churning of thoughts in his mind kept him awake at night.

به هم ریختن افکار در ذهنش باعث می‌شد شب‌ها بیدار بماند.

The churning process is essential for making butter from cream.

فرآیند به هم زدن برای تهیه کره از خامه ضروری است.

The churning clouds signaled an approaching storm.

ابرهای به هم ریخته نشان‌دهنده نزدیک شدن طوفان بودند.

The churning of emotions in her heart made it hard to focus on work.

به هم ریختن احساسات در قلب او باعث می‌شد روی کار تمرکز کردن را دشوار کند.

The churning of the stock market can be unpredictable at times.

به هم ریختن بازار سهام گاهی غیرقابل پیش‌بینی است.

The churning of the boat in the rough seas made some passengers seasick.

به هم ریختن قایق در دریاهای خروشان باعث تهوع برخی از مسافران شد.

نمونه‌های واقعی

Right now, galaxies are merrily churning away, converting nebular gas into stars.

در حال حاضر، کهکشان‌ها با خوشحالی در حال فعالیت هستند و گاز سحابی را به ستارگان تبدیل می‌کنند.

منبع: Crash Course Astronomy

The blades of its propeller weren't churning the waters.

تیغه‌های پروانه در حال هم زدن آب نبودند.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

I never forget what it was like my stomach churning because of hunger at night.

من هرگز فراموش نمی‌کنم چه حسی دارد معده‌ام به دلیل گرسنگی شبانه در حال بهم ریختن است.

منبع: CNN 10 Student English December 2022 Collection

This could indicate that a riptide is churning up sand, sediment and seaweed.

این می‌تواند نشان دهد که یک جریان کشندی در حال هم زدن شن، رسوب و جلبک است.

منبع: If there is a if.

Dangerous waves and rip currents were generated by storms churning in the Pacific Ocean.

طوفان‌هایی که در اقیانوس آرام در حال چرخش بودند، باعث ایجاد امواج و جریان‌های کشندی خطرناک شدند.

منبع: PBS English News

I sipped my soda slowly, my stomach churning.

به آرامی نوشیدنی گازدارم را سر کشیدم، معده‌ام در حال بهم ریختن بود.

منبع: Twilight: Eclipse

Less time chatting and socializing means more time working and churning.

کمتر وقت گپ و گفت و معاشرت به معنای صرف زمان بیشتر برای کار و فعالیت است.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

This churning molten core generated a powerful magnetic field.

این هسته مذاب در حال چرخش، یک میدان مغناطیسی قوی ایجاد کرد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

But experts say governments also need to look at the consequences of churning out graduates.

اما کارشناسان می‌گویند دولت‌ها همچنین باید به عواقب فارغ‌التحصیل کردن نگاه کنند.

منبع: VOA Standard English_Africa

We go on churning out mountains of consumer goods because it's good for growth.

ما به تولید انبوه کالاهای مصرفی ادامه می‌دهیم زیرا برای رشد خوب است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید