roiling

[ایالات متحده]/ˈrɔɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɔɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مزاحم یا تحریک کردن (مایع)؛ ناراحت یا نگران کردن؛ عصبانی یا upset کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roiling waters

آب‌های خروشان

roiling emotions

احساسات خروشان

roiling clouds

ابر‌های خروشان

roiling anger

خشم خروشان

roiling storm

طوفان خروشان

roiling sea

دریا خروشان

roiling debate

بحث و جدل خروشان

roiling tension

تنش خروشان

roiling turmoil

هرج و مرج خروشان

roiling thoughts

افکار خروشان

جملات نمونه

the roiling sea made it difficult for the ship to navigate.

دریاچه خروشان باعث می‌شد هدایت کشتی دشوار باشد.

her emotions were roiling after the unexpected news.

احساسات او پس از اخبار غیرمنتظره به هم ریخته بود.

the crowd was roiling with excitement during the concert.

توالد جمعیت در طول کنسرت با هیجان به هم ریخته بود.

he felt a roiling anger inside him as he listened to the accusations.

او در حالی که به گوش دادن به اتهامات، خشم درونی خود را احساس کرد.

the roiling clouds signaled an approaching storm.

ابرهای خروشان نشان دهنده نزدیک شدن طوفان بودند.

after the debate, the political atmosphere was roiling with tension.

پس از بحث، فضای سیاسی مملو از تنش بود.

the stock market was roiling with uncertainty after the announcement.

پس از اعلام، بازار سهام مملو از عدم قطعیت بود.

his thoughts were roiling as he tried to make a decision.

در حالی که سعی می کرد تصمیمی بگیرد، افکار او به هم ریخته بود.

the roiling waters of the river made it dangerous to swim.

آب های خروشان رودخانه شنا کردن را خطرناک می کرد.

she could feel the roiling tension in the room before the meeting.

او می‌توانست تنش خروشان را در اتاق قبل از جلسه احساس کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید