cicerone

[ایالات متحده]/ˌsɪtʃ.əˈrəʊ.ni/
[بریتانیا]/ˌsɪtʃ.əˈroʊ.ni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راهنما برای گردشگران; راهنمایی به سایت‌های تاریخی
Word Forms
جمعcicerones

عبارات و ترکیب‌ها

tourist cicerone

راهنمای گردشگر

local cicerone

راهنمای محلی

expert cicerone

راهنمای متخصص

cicerone service

خدمات راهنما

cicerone guide

راهنمای راهنما

cicerone experience

تجربه راهنما

cicerone role

نقش راهنما

cicerone training

آموزش راهنما

cicerone network

شبکه راهنما

cicerone profession

حرفه راهنما

جملات نمونه

our cicerone guided us through the ancient ruins.

راهنمای ما ما را از میان ویرانه‌های باستانی عبور داد.

she acted as a cicerone for the visiting art students.

او به عنوان یک راهنما برای دانشجویان هنر بازدیدکننده عمل کرد.

the cicerone shared fascinating stories about the city's history.

راهنما داستان‌های جالب در مورد تاریخ شهر را با ما در میان گذاشت.

having a knowledgeable cicerone made the trip unforgettable.

داشتن یک راهنمای آگاه سفر را فراموش‌نشدنی کرد.

we hired a cicerone to enhance our cultural experience.

ما یک راهنما استخدام کردیم تا تجربه فرهنگی ما را ارتقا دهد.

the cicerone pointed out the hidden gems of the city.

راهنما گنج‌های پنهان شهر را به ما نشان داد.

as a cicerone, he is well-versed in local traditions.

به عنوان یک راهنما، او به خوبی با سنت‌های محلی آشنا است.

many tourists prefer a personal cicerone for a unique experience.

بسیاری از گردشگران ترجیح می‌دهند یک راهنمای شخصی برای یک تجربه منحصر به فرد داشته باشند.

the cicerone's enthusiasm made the tour enjoyable.

اشتیاق راهنما باعث شد تور لذت‌بخش باشد.

he worked as a cicerone during the summer tourist season.

او در طول فصل گردشگری تابستان به عنوان راهنما کار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید