life cinches
زندگی را محکم میکند
time cinches
زمان را محکم میکند
success cinches
موفقیت را محکم میکند
easy cinches
آسان را محکم میکند
quick cinches
سریع را محکم میکند
tight cinches
سفت را محکم میکند
strong cinches
قوی را محکم میکند
secure cinches
مطمئن را محکم میکند
smart cinches
هوشمندانه را محکم میکند
perfect cinches
بی نقص را محکم میکند
he cinches his belt tightly before going for a run.
او کمربند خود را محکم میبندد قبل از شروع دویدن.
the climber cinches the rope securely around the rock.
کوهنورد طناب را به طور ایمن به دور سنگ محکم میکند.
she cinches her hair back into a ponytail for the workout.
او موهایش را دوباره به یک دم اسبی میبندد تا برای ورزش مناسب باشد.
the tailor cinches the waist of the dress for a better fit.
خیاط کمر لباس را برای تناسب بهتر محکم میکند.
he cinches the deal with a firm handshake.
او معامله را با یک دست دادن محکم نهایی میکند.
before the hike, she cinches her backpack to ensure nothing falls out.
قبل از پیادهروی، او کولهپشتی خود را محکم میکند تا مطمئن شود چیزی نمیافتد.
the coach cinches the game plan before the match starts.
مربی طرح بازی را قبل از شروع مسابقه نهایی میکند.
he cinches the lid on the jar to keep it fresh.
او درب ظرف را محکم میکند تا تازه بماند.
she cinches the drawstring on her hoodie to keep warm.
او بند کشوی هودی خود را محکم میکند تا گرم بماند.
the gardener cinches the plant to the stake for support.
باغبانی گیاه را برای حمایت به یک میخ محکم میکند.
life cinches
زندگی را محکم میکند
time cinches
زمان را محکم میکند
success cinches
موفقیت را محکم میکند
easy cinches
آسان را محکم میکند
quick cinches
سریع را محکم میکند
tight cinches
سفت را محکم میکند
strong cinches
قوی را محکم میکند
secure cinches
مطمئن را محکم میکند
smart cinches
هوشمندانه را محکم میکند
perfect cinches
بی نقص را محکم میکند
he cinches his belt tightly before going for a run.
او کمربند خود را محکم میبندد قبل از شروع دویدن.
the climber cinches the rope securely around the rock.
کوهنورد طناب را به طور ایمن به دور سنگ محکم میکند.
she cinches her hair back into a ponytail for the workout.
او موهایش را دوباره به یک دم اسبی میبندد تا برای ورزش مناسب باشد.
the tailor cinches the waist of the dress for a better fit.
خیاط کمر لباس را برای تناسب بهتر محکم میکند.
he cinches the deal with a firm handshake.
او معامله را با یک دست دادن محکم نهایی میکند.
before the hike, she cinches her backpack to ensure nothing falls out.
قبل از پیادهروی، او کولهپشتی خود را محکم میکند تا مطمئن شود چیزی نمیافتد.
the coach cinches the game plan before the match starts.
مربی طرح بازی را قبل از شروع مسابقه نهایی میکند.
he cinches the lid on the jar to keep it fresh.
او درب ظرف را محکم میکند تا تازه بماند.
she cinches the drawstring on her hoodie to keep warm.
او بند کشوی هودی خود را محکم میکند تا گرم بماند.
the gardener cinches the plant to the stake for support.
باغبانی گیاه را برای حمایت به یک میخ محکم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید