cinches

[ایالات متحده]/sɪnʧɪz/
[بریتانیا]/sɪnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آسان انجام دادن چیز (فعل سوم شخص مفرد از cinch)؛ وقوع اجتناب ناپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

life cinches

زندگی را محکم می‌کند

time cinches

زمان را محکم می‌کند

success cinches

موفقیت را محکم می‌کند

easy cinches

آسان را محکم می‌کند

quick cinches

سریع را محکم می‌کند

tight cinches

سفت را محکم می‌کند

strong cinches

قوی را محکم می‌کند

secure cinches

مطمئن را محکم می‌کند

smart cinches

هوشمندانه را محکم می‌کند

perfect cinches

بی نقص را محکم می‌کند

جملات نمونه

he cinches his belt tightly before going for a run.

او کمربند خود را محکم می‌بندد قبل از شروع دویدن.

the climber cinches the rope securely around the rock.

کوهنورد طناب را به طور ایمن به دور سنگ محکم می‌کند.

she cinches her hair back into a ponytail for the workout.

او موهایش را دوباره به یک دم اسبی می‌بندد تا برای ورزش مناسب باشد.

the tailor cinches the waist of the dress for a better fit.

خیاط کمر لباس را برای تناسب بهتر محکم می‌کند.

he cinches the deal with a firm handshake.

او معامله را با یک دست دادن محکم نهایی می‌کند.

before the hike, she cinches her backpack to ensure nothing falls out.

قبل از پیاده‌روی، او کوله‌پشتی خود را محکم می‌کند تا مطمئن شود چیزی نمی‌افتد.

the coach cinches the game plan before the match starts.

مربی طرح بازی را قبل از شروع مسابقه نهایی می‌کند.

he cinches the lid on the jar to keep it fresh.

او درب ظرف را محکم می‌کند تا تازه بماند.

she cinches the drawstring on her hoodie to keep warm.

او بند کشوی هودی خود را محکم می‌کند تا گرم بماند.

the gardener cinches the plant to the stake for support.

باغبانی گیاه را برای حمایت به یک میخ محکم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید