| جمع | cineastes |
dedicated cineaste
فیلمبین متعصب
passionate cineaste
فیلمبین پرشور
emerging cineaste
فیلمبین نوظهور
avid cineaste
فیلمبین مشتاق
young cineaste
فیلمبین جوان
fellow cineaste
همکار فیلمبین
talented cineaste
فیلمبین با استعداد
celebrated cineaste
فیلمبین مشهور
local cineaste
فیلمبین محلی
influential cineaste
فیلمبین تأثیرگذار
as a cineaste, she spends every weekend watching classic films.
به عنوان یک سینما دوست، او آخر هفته ها را صرف تماشای فیلم های کلاسیک می کند.
the cineaste analyzed the director's unique style in depth.
سینما دوست سبک منحصر به فرد کارگردان را به طور عمیق تحلیل کرد.
many cineastes appreciate the art of storytelling in cinema.
بسیاری از سینما دوستان هنر داستان سرایی در سینما را ارج می گذارند.
he became a cineaste after studying film theory in college.
او پس از تحصیل در رشته تئوری فیلم در دانشگاه به یک سینما دوست تبدیل شد.
the cineaste hosted a discussion on the evolution of film genres.
سینما دوست میزبان بحثی در مورد تکامل ژانرهای فیلم بود.
she is a cineaste who collects rare film posters.
او یک سینما دوست است که پوستر فیلم های کمیاب جمع آوری می کند.
attending film festivals is a passion for every cineaste.
شرکت در جشنواره های فیلم برای هر سینما دوست یک اشتیاق است.
the cineaste wrote a review that captivated readers.
سینما دوست نقدی نوشت که خوانندگان را مجذوب خود کرد.
being a cineaste means appreciating both mainstream and indie films.
بودن یک سینما دوست به معنای قدردانی از فیلم های جریان اصلی و مستقل است.
he shares his insights as a cineaste through a popular blog.
او به عنوان یک سینما دوست، دیدگاه های خود را از طریق یک وبلاگ محبوب به اشتراک می گذارد.
dedicated cineaste
فیلمبین متعصب
passionate cineaste
فیلمبین پرشور
emerging cineaste
فیلمبین نوظهور
avid cineaste
فیلمبین مشتاق
young cineaste
فیلمبین جوان
fellow cineaste
همکار فیلمبین
talented cineaste
فیلمبین با استعداد
celebrated cineaste
فیلمبین مشهور
local cineaste
فیلمبین محلی
influential cineaste
فیلمبین تأثیرگذار
as a cineaste, she spends every weekend watching classic films.
به عنوان یک سینما دوست، او آخر هفته ها را صرف تماشای فیلم های کلاسیک می کند.
the cineaste analyzed the director's unique style in depth.
سینما دوست سبک منحصر به فرد کارگردان را به طور عمیق تحلیل کرد.
many cineastes appreciate the art of storytelling in cinema.
بسیاری از سینما دوستان هنر داستان سرایی در سینما را ارج می گذارند.
he became a cineaste after studying film theory in college.
او پس از تحصیل در رشته تئوری فیلم در دانشگاه به یک سینما دوست تبدیل شد.
the cineaste hosted a discussion on the evolution of film genres.
سینما دوست میزبان بحثی در مورد تکامل ژانرهای فیلم بود.
she is a cineaste who collects rare film posters.
او یک سینما دوست است که پوستر فیلم های کمیاب جمع آوری می کند.
attending film festivals is a passion for every cineaste.
شرکت در جشنواره های فیلم برای هر سینما دوست یک اشتیاق است.
the cineaste wrote a review that captivated readers.
سینما دوست نقدی نوشت که خوانندگان را مجذوب خود کرد.
being a cineaste means appreciating both mainstream and indie films.
بودن یک سینما دوست به معنای قدردانی از فیلم های جریان اصلی و مستقل است.
he shares his insights as a cineaste through a popular blog.
او به عنوان یک سینما دوست، دیدگاه های خود را از طریق یک وبلاگ محبوب به اشتراک می گذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید