circadian

[ایالات متحده]/sɜː'keɪdɪən/
[بریتانیا]/sɝ'kedɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک چرخه ۲۴ ساعته، مرتبط با ریتم‌های فیزیولوژیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

circadian rhythm

ریتم شبانه‌روزی

circadian clock

ساعت بیولوژیکی

circadian cycle

چرخه شبانه روزی

جملات نمونه

a scotophil phase in the circadian rhythm.

یک فاز اسکاتوفیل در ریتم شبانه‌روزی

upset sb.’s circadian clock

اختلال در ساعت شبانه‌روزی فرد

Conclusion: The changes of circadian variation of blood pressure are associated with the role of sympathetic nerve and intracardial renin angiotensin system.

نتیجه‌گیری: تغییرات در تغییرات شبانه‌روزی فشار خون با نقش سیستم عصبی سمپاتیک و سیستم رنین آنژیو تنزین داخل قلبی مرتبط است.

Taken together, these results suggest that FFC and the exosome are part of a posttranscriptional negative feedback loop that regulates frq transcript levels and the circadian output pathway.

با توجه به این نتایج، FFC و اگزوزوم بخشی از یک حلقه بازخورد منفی پساترانسکیپتونی هستند که سطح ترانسکریپت فریک و مسیر خروجی شبانه‌روزی را تنظیم می‌کنند.

disruption of circadian rhythms

اختلال در ریتم شبانه‌روزی

maintain a healthy circadian rhythm

حفظ ریتم شبانه‌روزی سالم

disrupted circadian rhythms can impact health

اختلال در ریتم شبانه‌روزی می‌تواند بر سلامتی تأثیر بگذارد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید