circuiter

[ایالات متحده]/ˈsɜː.kɪ.tər/
[بریتانیا]/ˈsɜr.kɪ.tər/

ترجمه

n. کسی که در یک مدار سفر می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

circuiter board

مدار مجوف

circuiter design

طراحی مجوف

circuiter path

مسیر مجوف

circuiter layout

چیدمان مجوف

circuiter analysis

تجزیه و تحلیل مجوف

circuiter simulation

شبیه سازی مجوف

circuiter testing

آزمایش مجوف

circuiter connection

اتصال مجوف

circuiter component

اجزای مجوف

circuiter function

عملکرد مجوف

جملات نمونه

we need to circuiter the main power supply.

ما نیاز داریم منبع تغذیه اصلی را به مدار متصل کنیم.

the technician will circuiter the new devices.

تکنسین دستگاه‌های جدید را به مدار متصل خواهد کرد.

can you circuiter the wires properly?

آیا می توانید سیم ها را به درستی به مدار متصل کنید؟

he learned how to circuiter the system efficiently.

او یاد گرفت که چگونه سیستم را به طور موثر به مدار متصل کند.

the engineer had to circuiter multiple components.

مهندس باید چندین قطعه را به مدار متصل کند.

it's important to circuiter everything correctly.

متوجه شدن اینکه همه چیز را به درستی به مدار متصل کرد بسیار مهم است.

they will circuiter the network for better performance.

آنها شبکه را برای عملکرد بهتر به مدار متصل خواهند کرد.

she knows how to circuiter the audio equipment.

او می داند چگونه تجهیزات صوتی را به مدار متصل کند.

we must circuiter the backup generator.

ما باید ژنراتور پشتیبان را به مدار متصل کنیم.

to troubleshoot, you need to circuiter the connections.

برای رفع مشکل، باید اتصالات را به مدار متصل کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید