circumnavigates

[ایالات متحده]/ˌsɜːkəmˈnævɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˌsɜrkəmˈnævɪˌɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قایقرانی یا سفر به دور چیزی، به ویژه زمین
v. قایقرانی یا سفر به دور چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

circumnavigates the globe

به دور کره زمین می‌چرخد

circumnavigates the island

به دور جزیره می‌چرخد

circumnavigates the continent

به دور قاره می‌چرخد

circumnavigates the planet

به دور سیاره می‌چرخد

circumnavigates the ocean

به دور اقیانوس می‌چرخد

circumnavigates the territory

به دور منطقه می‌چرخد

circumnavigates the area

به دور ناحیه می‌چرخد

circumnavigates the region

به دور منطقه می‌چرخد

circumnavigates the bay

به دور خلیج می‌چرخد

circumnavigates the lake

به دور دریاچه می‌چرخد

جملات نمونه

the ship circumnavigates the globe every year.

کشتی هر سال جهان را دور می زند.

he circumnavigates the island to explore its beauty.

او جزیره را برای کشف زیبایی آن دور می زند.

the expedition circumnavigates the arctic region.

گشت ارشاد منطقه قطب شمال را دور می زند.

she circumnavigates the lake during her morning jog.

او در هنگام دویدن صبحانه خود، دریاچه را دور می زند.

the plane circumnavigates the city before landing.

هواپیما قبل از فرود، شهر را دور می زند.

they circumnavigate the mountain to find the best trail.

آنها کوه را برای یافتن بهترین مسیر دور می زنند.

the yacht circumnavigates the mediterranean sea.

قایق تفریحی دریای مدیترانه را دور می زند.

he circumnavigates the park on his bicycle every weekend.

او آخر هفته ها پارک را با دوچرخه خود دور می زند.

the traveler circumnavigates the continent to experience different cultures.

سیاح قاره را برای تجربه فرهنگ های مختلف دور می زند.

she circumnavigates the topic to avoid confrontation.

او برای جلوگیری از رویارویی، موضوع را دور می زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید