circumnavigating

[ایالات متحده]/ˌsɜːkəmˈnævɪɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌsɜrkəmˈnævɪˌɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل سفر به دور چیزی، به ویژه زمین

عبارات و ترکیب‌ها

circumnavigating globe

گردش کره‌ زمین

circumnavigating journey

سفر دور دنیا

circumnavigating ocean

دور زدن اقیانوس

circumnavigating expedition

اکتشاف دور دنیا

circumnavigating route

مسیر دور دنیا

circumnavigating adventure

ماجراجویی دور دنیا

circumnavigating vessel

کشتی دور دنیا

circumnavigating trip

سفر دور دنیا

circumnavigating mission

ماموریت دور دنیا

circumnavigating challenge

چالش دور دنیا

جملات نمونه

they spent months circumnavigating the globe.

آنها ماه‌ها در حال دور زدن کره زمین بودند.

circumnavigating the island revealed hidden beaches.

دور زدن جزیره سواحل پنهان را آشکار کرد.

the crew is circumnavigating the arctic circle.

خدمه در حال دور زدن دایره قطب شمال هستند.

he dreams of circumnavigating the world in a sailboat.

او رویای دور زدن جهان با قایق بادبانی را دارد.

circumnavigating the continent took a lot of planning.

دور زدن قاره نیاز به برنامه ریزی زیادی داشت.

they are circumnavigating the globe to document wildlife.

آنها در حال دور زدن کره زمین برای مستندسازی حیات وحش هستند.

circumnavigating the lake is a popular hiking trail.

دور زدن دریاچه یک مسیر پیاده‌روی محبوب است.

she is circumnavigating her way through life with enthusiasm.

او با اشتیاق در حال پیمایش زندگی خود است.

circumnavigating the city by bike is a great way to explore.

دور زدن شهر با دوچرخه راهی عالی برای گشت و گذار است.

the expedition is focused on circumnavigating the antarctic.

ماموریت روی دور زدن قطب جنوب متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید