clackers clicking
کلکرها کلیک میکنند
hear clackers
کلکرها را بشنوی
clackers fell
کلکرها افت کردند
noisy clackers
کلکرها سر و صدا دارند
clackers rattle
کلکرها لرزه میکنند
clackers sound
صوت کلکرها
clackers stopped
کلکرها متوقف شدند
old clackers
کلکرها قدیمی
clackers echo
کلکرها تکرار میشوند
clackers bounce
کلکرها پرتاب میشوند
the children clacked their clackers excitedly during the parade.
کودکان با خوشحالی سر و س丕ه خود را در جشن راه زدند.
she bought a set of colorful clackers at the toy store.
او یک مجموعه از سر و س丕ه های رنگارنگ را از فروشگاه بازی خرید.
the rhythmic clacking of the clackers filled the gymnasium.
صوت ریتمیک سر و س丕ه ها سالن ورزشی را پر کرد.
he dropped his clackers, and they scattered across the floor.
او سر و س丕ه هایش را رها کرد و آنها روی زمین پراکنده شدند.
the band encouraged the audience to clack their clackers along.
گروه موسیقی به مخاطبان تشویق کرد تا سر و س丕ه هایشان را بزنند.
the clackers were a popular toy in the 1960s and 70s.
سر و س丕ه ها در دهه 1960 و 1970 یک بازی محبوب بودند.
she held the clackers tightly in her small hands.
او سر و س丕ه ها را به دست کوچک خود محکم نگه داشت.
the sound of clackers echoed through the school hallway.
صوت سر و س丕ه ها در محوطه مدرسه تکان داده شد.
they made clackers from plastic and metal beads.
آنها سر و س丕ه ها را از دانه های پلاستیکی و فلزی ساختند.
the teacher told them to stop clacking their clackers during class.
معلم به آنها گفت که در طول کلاس از زدن سر و س丕ه ها دست بردارند.
he loved the satisfying clack of the clackers in his hand.
او از صدای رضایت بخش سر و س丕ه هایی که در دستش بودند لذت می برد.
clackers clicking
کلکرها کلیک میکنند
hear clackers
کلکرها را بشنوی
clackers fell
کلکرها افت کردند
noisy clackers
کلکرها سر و صدا دارند
clackers rattle
کلکرها لرزه میکنند
clackers sound
صوت کلکرها
clackers stopped
کلکرها متوقف شدند
old clackers
کلکرها قدیمی
clackers echo
کلکرها تکرار میشوند
clackers bounce
کلکرها پرتاب میشوند
the children clacked their clackers excitedly during the parade.
کودکان با خوشحالی سر و س丕ه خود را در جشن راه زدند.
she bought a set of colorful clackers at the toy store.
او یک مجموعه از سر و س丕ه های رنگارنگ را از فروشگاه بازی خرید.
the rhythmic clacking of the clackers filled the gymnasium.
صوت ریتمیک سر و س丕ه ها سالن ورزشی را پر کرد.
he dropped his clackers, and they scattered across the floor.
او سر و س丕ه هایش را رها کرد و آنها روی زمین پراکنده شدند.
the band encouraged the audience to clack their clackers along.
گروه موسیقی به مخاطبان تشویق کرد تا سر و س丕ه هایشان را بزنند.
the clackers were a popular toy in the 1960s and 70s.
سر و س丕ه ها در دهه 1960 و 1970 یک بازی محبوب بودند.
she held the clackers tightly in her small hands.
او سر و س丕ه ها را به دست کوچک خود محکم نگه داشت.
the sound of clackers echoed through the school hallway.
صوت سر و س丕ه ها در محوطه مدرسه تکان داده شد.
they made clackers from plastic and metal beads.
آنها سر و س丕ه ها را از دانه های پلاستیکی و فلزی ساختند.
the teacher told them to stop clacking their clackers during class.
معلم به آنها گفت که در طول کلاس از زدن سر و س丕ه ها دست بردارند.
he loved the satisfying clack of the clackers in his hand.
او از صدای رضایت بخش سر و س丕ه هایی که در دستش بودند لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید