clamping

[ایالات متحده]/'klæmpiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگه داشتن چیزی در جای خود با گیره
v. محکم نگه داشتن یا چنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

clamp down

فشار دادن

clamp securely

محکم بستن

clamp in place

در جای خود محکم کردن

clamp tightly

سفت محکم کردن

clamp on

بستن روی

clamp firmly

محکم بستن

clamp together

یکجا بستن

clamping force

نیروی بستن

clamping device

وسیله بستن

clamping fixture

اتصال بستنی

clamping plate

صفحه بستنی

clamping tool

ابزار بستن

clamping ring

حلقه بستنی

جملات نمونه

clamping down on environment polluters.

مهار متخلفان زیست‌محیطی

Mechanic tool clamping with belleville washers, hydraulic release.

ابزار مکانیکی با رینگ‌های بلویل، بازتابی هیدرولیک

16.The lathe chuck is used for chuching the work that is for clamping it so that is will rotate without mobbling whiler urning.

۱۶. از آخور تراش برای گرفتن قطعه کار استفاده می‌شود، به طوری که در حین چرخش بدون لرزش بچرخد.

A clamping and self-locking cotton precision dibbler was designed and tested in this study.Its operating principle and working process were discussed and analyzed.

در این مطالعه، یک دستگاه دقیق پنبه‌ای خودکار و خود قفل شونده طراحی و آزمایش شد. اصل عملکرد و فرآیند کاری آن مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

Clamping and formed punch made of high performance material,high rivet connection strength;Rivet up various rivets if changing snaphead;

پانچ پرس شده و فرم داده شده از مواد با کارایی بالا، مقاومت اتصال بست زیاد؛ بستن بست‌های مختلف در صورت تغییر سر اسنپ.

clamping down on illegal activities

مهار فعالیت‌های غیرقانونی

using a clamp to hold the pieces together

استفاده از بستنی برای نگه داشتن قطعات کنار هم

the clamp securely fastened the pipe

بستنی لوله را به طور ایمن محکم کرد

clamping the lid shut

بستن درب

a clamp used for woodworking projects

بستنی مورد استفاده برای پروژه‌های نجاری

clamping the fabric before sewing

بستن پارچه قبل از دوختن

the clamp prevented the wood from moving

بستنی از حرکت چوب جلوگیری کرد

clamping the wires together

بستن سیم‌ها کنار هم

a clamp to secure the bike in place

بستنی برای محکم کردن دوچرخه در جای خود

clamping onto the edge of the table

چسباندن به لبه میز

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید