clapperclaws

[ایالات متحده]/ˈklæpəklɔːz/
[بریتانیا]/ˈklæpərˌklɔz/

ترجمه

v. سرزنش کردن یا توبیخ کردن؛ خراشیدن یا چنگ زدن به

عبارات و ترکیب‌ها

clapperclaws fight

نبرد پنجه‌کلپر

clapperclaws sound

صدای پنجه‌کلپر

clapperclaws attack

حمله پنجه‌کلپر

clapperclaws noise

هم‌صدایی پنجه‌کلپر

clapperclaws game

بازی پنجه‌کلپر

clapperclaws action

عمل پنجه‌کلپر

clapperclaws movement

حرکت پنجه‌کلپر

clapperclaws style

سبک پنجه‌کلپر

clapperclaws technique

تکنیک پنجه‌کلپر

clapperclaws performance

اجرای پنجه‌کلپر

جملات نمونه

clapperclaws are often used in traditional puppet shows.

کلپرکلاوها اغلب در نمایش‌های عروسکی سنتی استفاده می‌شوند.

the children enjoyed the clapperclaws during the performance.

کودکان از کلپرکلاوها در طول اجرا لذت بردند.

clapperclaws can create a unique sound effect.

کلپرکلاوها می‌توانند جلوه‌ای صوتی منحصر به فرد ایجاد کنند.

in the play, the clapperclaws added to the humor.

در نمایش، کلپرکلاوها به طنز اضافه شدند.

the puppeteer skillfully manipulated the clapperclaws.

عروسک‌نویس به طرز ماهرانه ای کلپرکلاوها را دستکاری کرد.

clapperclaws are a traditional tool in many cultures.

کلپرکلاوها یک ابزار سنتی در بسیاری از فرهنگ‌ها هستند.

she painted the clapperclaws in bright colors.

او کلپرکلاوها را با رنگ‌های روشن نقاشی کرد.

the sound of clapperclaws echoed through the theater.

صدای کلپرکلاوها در سراسر تئاتر طنین انداز شد.

clapperclaws can be made from various materials.

کلپرکلاوها را می‌توان از مواد مختلف تهیه کرد.

during the festival, clapperclaws were a popular attraction.

در طول جشنواره، کلپرکلاوها یک جاذبه محبوب بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید