clarinets

[ایالات متحده]/ˌklærɪˈnɛts/
[بریتانیا]/ˌklærɪˈnɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلارینت

عبارات و ترکیب‌ها

play clarinets

اجرای کلارینت

clarinets section

بخش کلارینت

clarinets ensemble

اجتماع کلارینت

clarinets solo

سولو کلارینت

clarinets music

موسیقی کلارینت

clarinets player

نوازنده کلارینت

clarinets sound

صدای کلارینت

clarinets practice

تمرین کلارینت

clarinets group

گروه کلارینت

clarinets performance

اجرای کلارینت

جملات نمونه

clarinets are often used in orchestras.

کلارینت‌ها اغلب در ارکسترها استفاده می‌شوند.

she plays the clarinet beautifully.

او به زیبایی کلارینت می‌نوازد.

clarinets come in various sizes and types.

کلارینت‌ها در اندازه‌ها و انواع مختلف وجود دارند.

learning to play clarinets requires practice.

یادگیری نواختن کلارینت نیاز به تمرین دارد.

he bought a new set of clarinets.

او یک مجموعه کلارینت جدید خرید.

clarinets can produce a wide range of sounds.

کلارینت‌ها می‌توانند طیف گسترده‌ای از صداها را تولید کنند.

many jazz bands feature clarinets.

بسیاری از گروه‌های جاز دارای کلارینت هستند.

she joined the clarinet ensemble at school.

او به گروه کلارینت در مدرسه پیوست.

clarinets are essential in classical music.

کلارینت‌ها در موسیقی کلاسیک ضروری هستند.

he enjoys listening to clarinet solos.

او از گوش دادن به بداهه‌نوازی کلارینت لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید