clarions

[ایالات متحده]/ˈklærɪənz/
[بریتانیا]/ˈklærɪənz/

ترجمه

n. شاخ یا ترومپت‌ها؛ (Clarion) یک اسم خاص؛ (Fr) clarion
adj. واضح و زنگ‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

clarions call

ندای کرناها

clarions sound

صدای کرناها

clarions echo

پژواک کرناها

clarions ring

صدای زنگ کرناها

clarions blast

انفجار کرناها

clarions signal

نشان کرناها

clarions trumpets

وفره کرناها

clarions announce

اعلام کرناها

clarions lead

رهبری کرناها

جملات نمونه

the clarions of victory echoed through the valley.

نوای پیروزی در دره طنین‌انداز بود.

she heard the clarions calling her to join the parade.

او صدای اعلام را شنید که او را به پیوستن به رژه فرا می‌خواند.

the clarions of the morning signaled the start of a new day.

اعلام صبح آغاز یک روز جدید را نشان داد.

the clarions sounded as the troops marched into battle.

همزمان با ورود سربازان به جنگ، اعلام به صدا درآمد.

he played the clarions to announce the festival.

او اعلام را برای اعلام جشنواره نواخت.

the clarions of change were evident in the community.

نشانه‌های تغییر در جامعه آشکار بود.

with clarions blaring, the event began with great fanfare.

با صدای بلند اعلام، رویداد با تشریفات فراوان آغاز شد.

the clarions signaled the end of the competition.

اعلام پایان مسابقه را نشان داد.

as the clarions rang out, the crowd erupted in cheers.

همزمان با نواخته شدن اعلام، جمعیت در تشویق منفجر شد.

the clarions of hope inspired the weary travelers.

اعلام امید مسافران خسته را الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید