the bright orange sofa clashingly stood out against the neon green walls.
تابلوهای نئون بسیار روشن و زننده با نمای زیبای ساختمان تاریخی در تضاد بود.
her punk rock outfit clashingly contrasted with the formal black-tie dress code.
حرف و انرژی شاد و زننده او در آن مراسم عزاداری کاملاً نامناسب به نظر میرسید.
the modern steel extension sat clashingly atop the historic brick building.
دیوار نقاشی رنگارنگ و زننده در برابر دیوار بتنی یکنواخت و معمولی به طرز مضحکی خودنمایی میکرد.
his casual remarks clashingly disrupted the serious atmosphere of the negotiation.
پیشبینیهای خوشبینانه و زننده او در مورد شرکت شکستخورده برای همه غیرمنطقی به نظر میرسید.
loud techno music clashingly blared from the speakers at the quiet garden party.
سبکهای معماری بسیار متفاوت و زننده باعث سردرگمی بصری در سراسر میدان شد.
the two distinct patterns on the curtain and rug clashingly fought for attention.
دو نقاشی انتزاعی در کنار هم آویخته شده بودند، رنگهای پر جنب و جوش و زننده آنها بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار میداد.
the politician's private life clashingly contradicted his public moral crusade.
جک نامناسب و زننده او در طول جلسه جدی باعث ناراحتی همه شد.
two contradictory deadlines clashingly overlapped during the busiest week of the year.
موسیقی بسیار بلند و زننده از آپارتمان همسایه صبح یکشنبه آرام را مختل کرد.
the tropical plants clashingly occupied the otherwise desert-themed landscape.
چهارچوبهای آشکار و زننده سیاستمدار به سرعت توسط روزنامهنگاران تحقیقی مصمم افشا شد.
the digital typography clashingly conflicted with the medieval manuscript style.
اتاق نشیمن با سبکی زننده و اغراقآمیز تزئین شده بود که به چشم آسیب میرساند.
a sweet dessert wine was clashingly paired with the spicy steak entree.
اظهارات خودستایانه و زننده او در مورد دستاوردهای جزئی همکاران متواضعش را آزار میداد.
the bright orange sofa clashingly stood out against the neon green walls.
تابلوهای نئون بسیار روشن و زننده با نمای زیبای ساختمان تاریخی در تضاد بود.
her punk rock outfit clashingly contrasted with the formal black-tie dress code.
حرف و انرژی شاد و زننده او در آن مراسم عزاداری کاملاً نامناسب به نظر میرسید.
the modern steel extension sat clashingly atop the historic brick building.
دیوار نقاشی رنگارنگ و زننده در برابر دیوار بتنی یکنواخت و معمولی به طرز مضحکی خودنمایی میکرد.
his casual remarks clashingly disrupted the serious atmosphere of the negotiation.
پیشبینیهای خوشبینانه و زننده او در مورد شرکت شکستخورده برای همه غیرمنطقی به نظر میرسید.
loud techno music clashingly blared from the speakers at the quiet garden party.
سبکهای معماری بسیار متفاوت و زننده باعث سردرگمی بصری در سراسر میدان شد.
the two distinct patterns on the curtain and rug clashingly fought for attention.
دو نقاشی انتزاعی در کنار هم آویخته شده بودند، رنگهای پر جنب و جوش و زننده آنها بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار میداد.
the politician's private life clashingly contradicted his public moral crusade.
جک نامناسب و زننده او در طول جلسه جدی باعث ناراحتی همه شد.
two contradictory deadlines clashingly overlapped during the busiest week of the year.
موسیقی بسیار بلند و زننده از آپارتمان همسایه صبح یکشنبه آرام را مختل کرد.
the tropical plants clashingly occupied the otherwise desert-themed landscape.
چهارچوبهای آشکار و زننده سیاستمدار به سرعت توسط روزنامهنگاران تحقیقی مصمم افشا شد.
the digital typography clashingly conflicted with the medieval manuscript style.
اتاق نشیمن با سبکی زننده و اغراقآمیز تزئین شده بود که به چشم آسیب میرساند.
a sweet dessert wine was clashingly paired with the spicy steak entree.
اظهارات خودستایانه و زننده او در مورد دستاوردهای جزئی همکاران متواضعش را آزار میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید