dissonantly

[ایالات متحده]/[ˈdɪsənəntli]/
[بریتانیا]/[ˈdɪsənəntli]/

ترجمه

adv. به روشی نامطبق؛ ناخوشایند؛ به روشی که برخورد یا آزاردهنده باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

dissonantly clashing

ناهمگون و برخورد کننده

played dissonantly

به طور ناهمگون نواخته شد

sounded dissonantly

به طور ناهمگون به صدا درآمد

dissonantly bright

به طور ناهمگون روشن

clashing dissonantly

ناهمگون و برخورد کننده

dissonantly arranged

به طور ناهمگون مرتب شده

fell dissonantly

به طور ناهمگون افتاد

ringing dissonantly

به طور ناهمگون زنگ زد

dissonantly loud

به طور ناهمگون بلند

vibrated dissonantly

به طور ناهمگون ارتعاش کرد

جملات نمونه

the music played dissonantly, clashing with the peaceful atmosphere.

موسیقی به طور نامتجانس نواخته شد و با فضای آرام برخورد کرد.

his opinions clashed dissonantly with the prevailing views on the matter.

نظرات او به طور نامتجانس با نظرات رایج در این مورد در تضاد بود.

the colors in the painting combined dissonantly, creating a jarring effect.

رنگ‌ها در نقاشی به طور نامتجانس ترکیب شدند و جلوه‌ای آزاردهنده ایجاد کردند.

the two narratives ran dissonantly, failing to create a cohesive story.

دو روایت به طور نامتجانس پیش رفتند و نتوانستند داستانی منسجم ایجاد کنند.

the politician’s message resonated dissonantly with the audience’s concerns.

پیام سیاستمدار به طور نامتجانس با نگرانی‌های مخاطبان همخوانی داشت.

the instruments in the orchestra blended dissonantly, producing a harsh sound.

سازها در ارکستر به طور نامتجانس ترکیب شدند و صدایی خشن تولید کردند.

the characters’ motivations evolved dissonantly throughout the novel.

انگیزه‌های شخصیت‌ها در طول رمان به طور نامتجانس تکامل یافتند.

the architectural styles combined dissonantly, creating a visually chaotic scene.

سبک‌های معماری به طور نامتجانس ترکیب شدند و صحنه‌ای بصری آشفته ایجاد کردند.

the data presented in the report conflicted dissonantly with previous findings.

اطلاعات ارائه شده در گزارش با یافته‌های قبلی به طور نامتجانس در تضاد بود.

the team’s efforts worked dissonantly, yielding minimal progress on the project.

تلاش‌های تیم به طور نامتجانس پیش رفت و پیشرفتی جزئی در پروژه حاصل نکرد.

the film’s ending concluded dissonantly, leaving the audience confused.

پایان فیلم به طور نامتجانس به پایان رسید و مخاطبان را سردرگم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید