classificatory

[ایالات متحده]/'klæsifikeitəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به طبقه‌بندی، مرتبط با دسته‌ها.

جملات نمونه

and key color designs, including classificatory color, distinction color and rifeness color, are discussed in detail.

طرح‌ها و رنگ‌های کلیدی و مهم، از جمله رنگ طبقه‌بندی، رنگ تمایز و رنگ فراوانی، به تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرند.

The characteristic and distinguished method of two classificatory cemented carbide binder is expatiated.It is recommended that GBY is a new cemented carbide binder.

ویژگی ها و روش متمایز دو نوع بسته‌ساز کاربید سیمانی طبقه‌بندی شده شرح داده شده است. توصیه می شود که GBY یک بسته‌ساز جدید کاربید سیمانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید