classworks

[ایالات متحده]/ˈklɑːs.wɜːks/
[بریتانیا]/ˈklæs.wɜrks/

ترجمه

n. تکالیف یا وظایفی که در کلاس انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

classworks assignment

وظیفه کلاسورکس

classworks submission

ارسال کلاسورکس

classworks evaluation

ارزیابی کلاسورکس

classworks feedback

بازخورد کلاسورکس

classworks grading

نمره دهی کلاسورکس

classworks review

بررسی کلاسورکس

classworks deadline

مهلت تحویل کلاسورکس

classworks materials

مواد درسی کلاسورکس

classworks project

پروژه کلاسورکس

classworks preparation

آماده سازی کلاسورکس

جملات نمونه

my classworks are due next week.

ماموریت‌های کلاسی من برای هفته آینده تعیین شده‌اند.

she always completes her classworks on time.

او همیشه وظایف کلاسی خود را به موقع انجام می‌دهد.

classworks can help reinforce what we've learned in class.

وظایف کلاسی می‌توانند به تقویت آنچه در کلاس آموخته‌ایم کمک کنند.

the teacher reviewed our classworks during the meeting.

معلم در طول جلسه، وظایف کلاسی ما را بررسی کرد.

he often collaborates with classmates on their classworks.

او اغلب با همکلاسی‌های خود در مورد وظایف کلاسی همکاری می‌کند.

classworks are an important part of our assessment.

وظایف کلاسی بخشی مهم از ارزیابی ما هستند.

she received feedback on her classworks from the instructor.

او از مدرس بازخورد در مورد وظایف کلاسی خود دریافت کرد.

classworks can vary in difficulty depending on the subject.

وظایف کلاسی می‌توانند بسته به موضوع، در سختی متفاوت باشند.

he spends a lot of time on his classworks every week.

او هر هفته زمان زیادی را صرف وظایف کلاسی خود می‌کند.

we were encouraged to share our classworks with each other.

ما تشویق شدیم تا وظایف کلاسی خود را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید